( 143 ) منشى خصوصى و محرم ثقة الاسلام شهيد بوده است و درعينحال شاعر و سازنده ماده تاريخ براى شهادت شهيد .
( 144 ) در تبريز « مير هاشم خان » معروف بوده و بعد از ستار خان و باقر خان مرد شماره سوم محسوب ميشده است ، پدر سرتيپ هاشمى فعلى است كه در تبريز ساكن است و ايام بازنشستگى و كهولت را مىگذراند و از افسران لايق ارتش بوده است .
( 145 ) مرحوم ثقة الاسلام از كثرت گرفتارى كه داشته نخواسته بجزئيات بپردازد ، از روى مطلب با پرش عبور كرده است ، تفصيل اين جنگ « در زندگىنامه شهيد » آورده شده است
( 146 ) منظورش سرتيپ امان اللّه ميرزا جهانبانى ضياء الدوله است كه بالاخره به گنسولخانه انگليس پناه برد و در آنجا خودكشى كرد .
( 147 ) صمد خان آنروز در بيرون شهر تبريز بود و با ملت مىجنگيد و شهر را از يك طرف در محاصره داشت .
( 148 ) غره و سلخ براى اول و آخر ماه گفته مىشد . در بندر ديلم از توابع بوشهر سلخ را « ماهنشين » و غره را « ماه زن » مىگويند . . هردو واژه خوبى است .
( 149 ) بزرگ خاندان صدر الاشرافيهاى تبريز بوده و زمانى رئيس عدليهء تبريز هم شد .
( 150 ) جزئيات اين جنگ حماسى را شادروان كسروى در تاريخ 18 ساله آذربايجان
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 496
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٤٩٦