بود ، خوشرقصيها و ظلمها كرده بعد از رفتن روسها به زور دموكراتهاى خيابانى تبريز به محاكمه كشيده شد ، وكيل متظلمين و اهالى ميرزا جواد خان ناطق بود كه او را مستأصل و محكوم كرد با تفصيل زيادى كه در اينجا نگنجد .
( 80 ) دليل اين كار امام جمعه به علت نقاضتى بود كه با وجود قوم خويشى با مجتهد داشت و خود را بزرگتر مىانگاشت .
( 81 ) يحيى كه اسمش مكرر در اين كتاب آمده پسر بزرگ ولى جوانمرگ ثقة الاسلام شهيد است .
( 82 ) صاحبدلان اين آقا احمد را « كاورش » انقلاب دانستهاند .
( 83 ) بصير السلطنه از ملاكين و اعيان تبريز بود و شوهر يكى از خواهران ثقة الاسلام شهيد .
( 84 ) از بقاع متبركه و معروف در تبريز است و آرامگاه ثقة الاسلام در آنجا مىباشد .
( 85 ) تكيه حيدر - از نقاط معروف تبريز بود كه افراد ناباب در آنجا زياد پيدا مىشدند ، تبريزيها مثلى داشتند كه آدم خوب در تكيه حيدر چه كار دارد ؟ « دوز آدم حيد تكيه سينده نه قيرير ؟ »
( 86 ) قارى گرپيسى - پل پيرزن را گويند . در سالهاى اخير پل جديدى در جنب او ساختهاند و پل قديمى متروك مانده است .
( 87 ) تاجرباشى روسها بود از سران خانواده پناهيهاى تبريز .
( 88 ) شجاع نظام مرندى - در تاريخ مشروطه معروف است كه با نيروى خود تبريز را در محاصره داشت صداى تفنگ او و صداى تفنگ دستيارش محسن خان گوژپشت شناخته و معروف بوده و موجب قتل كسان بسيارى شد ، اما عاقبت
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 485
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٤٨٥