( 102 ) از مأمورين دولت بوده است .
( 103 ) مجلل السلطان ، از اعيان تبريز بود و اغلب به حكومت ولايات ميرفت و گاه از جانب خود نايب الحكومه ميفرستاد . در زمان والىگرى مخبر السلطنه حكومت هشترود و قوريچاى را به وى دادند ، زن عالمهاى در تبريز مدرسه ناموس داشت از متنفذين بود و از متدينين معروف ، به مخبر السلطنه مراجعه مىكند نيابت حكومت را براى داماد خود آصف الديوان نامى ، مىگيرد ، بعد از سه ماه آن حكم نقض مىشود نيابت مجلل به عبد اللّه خان سالار عشاير از اهل آن ولايات داده مىشود . مديره مدرسه به مخبر السلطنه مراجعه و مىگويد : اين كار شما بر خلاف قانون است ، مخبر السلطنه جواب ميدهد « قانون كلماتى است كه از دهان من خارج مىشود . بهتر است به مجلل مراجعه كنيد . . » مجلل السلطان مىگويد : خانم داماد شما چيزى نداده بود ولى سالار عشاير يك خروار كره و چند رأس گوسفند و يك قاليچه و پانصد تومان نقد به آبدارخانه والى تقديم كرده بود . شما بوديد ، چه مىكرديد ؟
( 104 ) مجيد الملك نيز از اعيان تبريز بود ، مستغلات زيادى داشت ، از جمله مغازههاى مجيد الملك در تبريز معروف است ، لالهزار تهران محسوب مىشد . پسرش نيز مجيد الملك لقب داشت و تا سال 1353 شمسى زنده بود و عضويت كلوپ « روتارى » تبريز را داشت . آن مغازهها اكنون مخروبه و مندرس شده و از گردونه خارج است .
( 105 ) قاسمخان امير تومان معروف به والى اولين كسى است كه قبل از آغاز مشروطه به تبريز كارخانه چراغبرق آورده و در حوالى مغازههاى -
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 488
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٤٨٨