تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
سازمان‌دهنده « عسل سبلان » مىباشد و اكنون در حال حيات است . آنان پسرعموهائى هم داشتند كه عبارت از ميرزا رضا خواجه دانشمند معروف باشد وى در اندرون زمان ولايت‌عهدى مظفر الدين شاه از محرمان و منشيان بود و دارنده اسرار مهم . آن ديگر سيد مرتضى خان عدل امينى بود كه از صاحبمنصبان باسواد دارائى آذربايجان بود كه در اواخر عمر فاقد شنوائى شد ، اين نيز خاطرات ارج‌دارى از مأموريت‌هاى خود در رضائيه و ديدار با سميتيكو داشت . ( 19 ) ميرزا حسين واعظ كه برخاسته از ديهى بنام آرباتان بود ، در دوران مشروطه از مبارزين نامى شد با خطرات خطير تا پاى مرگ روبرو گشت و از آن بفنى جست . او از اجله ناطقين مشروطه بود و صاحب حنجره طلائى كه بقول كسروى « خدا حنجره او را براى نجات مشروطه خلق كرده بود » زيرا تاثير سخنش و تن صدايش چنان نافذ بود كه جوانان از پاى منبرش برخاسته و براى فدائىگرى و مجاهد شدن و اسلحه گرفتن يك‌سره به مراكز مربوطه مراجعه مىكردند . او در تمام عمر در كسوت روحانى و مورد احترام ماند ولى در بيست سال آخر عمر براى جبران آرزوها و افكار عقيم‌مانده‌اش به عرفان پناه برد و به تصوف گرائيد از مريدان پير مراغه‌اى شد و سخت در آن پاىبند . در داستان جداسرى آذربايجان با پيشه‌ورى مخالفت كرد و بمبارزه پرداخت به تهران آمد و جمعى دور خود گرد آورد . تا بعد از رفع غائله به تبريز بازگشت تاريخ مرگش 1333 شمسى است و از خود سه پسر و پنج دختر باقى گذاشت كه هريك سرگذشتى دارند جداگانه . تقىزاده بعد از مرگ وى گفته بود : او در سرتاسر زندگيش يكسان ماند و يكسو نگريست و يك‌رو زيست . براى تفصيل چسانى زندگانى وى به كتاب « سخنگويان سه‌گانه » تأليف اينجانب مراجعه شود .
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 474 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى