تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
( 15 ) اميرنظام گروسى معروف در دو بار به مدت 17 سال در آذربايجان پيشكار وليعهدها و والى مقتدر و مثبت بوده كه چون با محمد على ميرزا وليعهد وقت همكارى نتوانست ، به طهران رفت و بجاى وى نظام السلطنه ما فى آمد نظام السلطنه همانست كه بدستور محمد على ميرزا كه كفالت سلطنت را بمناسبت مسافرت مظفر الدين شاه به فرنگ داشت ، جعفر آقا شكاك كرد مشهور را كشت كه اين عمل را از اشتباهات وى شمرده‌اند ، زيرا ضررهائى كه از سميتكو ( اسماعيل آقا ) به ملك و ملت و دولت رسيد به تلافى كشته شدن خدعه آميز برادرش بوده است . ( 16 ) هرسه از علماء و معنونين وقت بوده‌اند . ( 17 ) مفاخر الدوله ، همانست كه روز اول تحصن صغير در تبريز از طرف وليعهد به گنسولخانه انگليس آمد تا با گنسول و بست‌نشستگان صحبت كند و آنها را از تحصن مانع شود اما متحصنين نپذيرفتند ، مخصوصا ميرزا جواد ناطق او را زير حملات منطقى خود خرد نمود و او نشستن نتوانست ، با دست‌پاچگى بيرون رفت ، گشاد داستان در كتاب « سخنگويان سه‌گانه » اينجانب آمده است . ( 18 ) عد الملك ، بزرگ خاندان عدل بوده و پسرانى داشت يكى لقب صفاء الملك داشت كه بعد از فوت پدر به حاج عدل الملك مشهور گشت ديگرى مكرم الملك يا قائمقام الملك بود كه دوره‌هاى چند وكيل مجلس شد و وقتى حكومت تبريز را هم به عهده داشت . ديگر سعيد خان عدل بود كه در نظام كار مىكرد . چهارمين پسر عماد الوزاره لقب داشت كه به كار طبابت مىپرداخت ، قائمقام الملك مزبور عموى پرفسور يحيى عدل مىباشد و پسر پسرش مهديخان معاضد الدوله