هررعيتى به مالك بناى سركشى گذاشته بواسطه آزادى مطلقهء نطاقين و جرايد مال و آبرو و شرف و مذهب اهل اين مملكت اسلام يك مرتبه در چنگ اوباش و رجاله و صاحبان عقايد باطله مقهور گرديد ، قتل مرحوم امين السلطان و حكايت سوء قصد بذات مقدس ملوكانه و ارتكابات ديگر البته باينزودى فراموش نشده بالضروره بجهة دفع اين مفاسد آن مجلس بسته شد كه بعد از انتظام كليهء موافق مزاج مملكت مطابق احكام و ميزان شرع انور قوانين عديده براى نشر عدالت ايجاد و شعبات آن در ولايات دائر بشود ، تمام اهالى مملكت ايران شاكر شدند و از اجله علماء و پيشوايان دين و روحانيين قوم مكاتيب و تلگرافات عديده مبنى بر تشكر و رضامندى از انفصال مجلس و مشعر بر تصريح بحرمت آن و اظهار نهايت دلتنگى از آزادى نطاقين و جرايد رسيده و آشكارا نوشته و مهر كردهاند كه امكان عقلى ندارد اين ترتيبات با مذهب اثنا عشرى وفق بدهد تمام ممالك منظم و اهالى آسوده شدند فقط چند محلهء شهر تبريز از اصغاى نصايح عقلا و صلحا اعراض نموده خود را آلت اجراى مقاصد مغرضين قرار داده و به بعضى از علماى اعلام نيز بناى اشتباهكارى و اغفال گذارده اين همه براى خود اسباب خانهخرابى فراهم كرده و اينقدر مايهء خسارت مال و وقت و جان براى دولت شدند كه اضطرارا مجبور باعزام عساكر و ناگزير متحمل اينهمه مخارج گزاف گرديده كار به جائى كشيد كه امكان ندارد قبل از اينكه شهرىها بمقام تسليم برآيند بتوان در خاكپاى مبارك عنوان شفاعتى كرد و اگر بالعكس مواعظ حسنه و نصايح مشروعهء عاقلانهء جنابان عالى را به گوش بىغرض شنوا بوده از در تسليم و اطاعت برآيند و ترك اسلحه بكنند ميتوان براى انجام مقاصد آنان اقدامات مجدانه نموده در خاكپاى مبارك آغاز شفاعتى كرد و براى جبران كسور و خسارات طرفين بىغرضانه قرارهاى صحيح داد كه نه تنها اهل شهر تبريز بلكه اهالى تمام ممالك ايران خاصه آذربايجان در مهد امن و امان غنوده و از هرجهت آسوده باشند و به مراحم و عنايات ملوكانه نايل گردند ، نايب السلطنه امام جمعه طهران ، حاجى امام جمعه خوئى فرمانفرما ، نظام الملك ، سعد الدوله ، لقمان الممالك ، معين التجار ، فرج صراف و سايرين .
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 457
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٤٥٧