از باغ شاه تهران به باسمنج جزء حضورى
خدمت حضرات آقايان عظام سلمهم اللّه تعالى تلگراف آخرين ديشب و اصل گرديد و اشاره بتلگراف 27 صفر كه فرموده بوديد از تلگرافخانه نسخهء سئوال و جواب را گرفته ملاحظه كرديم جواب آن مطالب همان است كه در ضمن دستخط مطاع مبارك داده شده و اگر غير از آن مطالبى بود البته همان وقت جواب داده ميشد غرض از تشريففرمائى جنابانعالى بباسمنج و حضور ماها در تلگرافخانه اين است كه بطور بيغرضى و حكمت عملى آتش فتنه را خاموش بكنيم كه مردم زياده بر اين دوچار صدمه نبوده و بتوان در خاكپاى اقدس اعلى عرض كرده كار را به جائى رسانيد و اگر بيغرضانه قدرى بگذشته امعان نظرى بشود تصديق خواهيد فرمود كه اواخر ايام شاهنشاه مبرور انار اللّه برهانه كه مذاكرهء ترتيب ادارات بميان آمد ابتدا عنوان تشكيل عدالتخانه بود كه دولت بشرايط مطابقه با ميزان شرع انور حاضر قبول بود پس از آنكه مغرضين مشاهده نمودند نزديك است مشاجره مرتفع شود گفتگوى مشروطه و مستبد بميان آورده مطالبهء مجلس شورا نمودند شاهنشاه مرحوم كه بواسطهء شدت و طغيان مرض حالتى نداشتند بنابر اصرار چند نفر مغرض بىبصيرت و لاابالى در اين حكم انعقاد و تشكيل مجلس را امضاء فرمودند بلافاصله برحمت ايزدى پيوستند تجديد سلطنت مجالى بدست مغرضين داده بدون اينكه بگذارند معايب و محسنات از هم تفريق شود بر خلاف معمول تمام دنيا قبل از وضع قوانين و انتظامات مشروعه بناى تشكيل انجمنهاى عديده در تهران و ساير ولايات گذاشتند بر خلاف شرايطى كه معمول است هر قاتل و جانى را اعضاى آن قرار داده بعضىها را مسلح نيز نموده در باطن ترغيب بفتنه و فساد كردند كمكم علاوه بر آنكه خود وكلاء و مجلس در ميان انجمنها غرق شد سهل است رفتهرفته طورى باجرائيات شروع بمداخله نمودند كه به كلى سطوة دولت ضعيف و همهجا قوهء اجرائيه از خود كاست و بدينواسطه هركس به حق ديگرى بناى تجاوز و