از ما نيست .
پس بيائيد دست بهم بدهيم و همآواز شويم و آن علم عدالت را كه همه ميدانيم و مركوز طباع ماست و شريعت اسلاميه بما ياد داده معمول داريم تا خود را بساحل نجات برسانيم و از طرف خصم ايمن شويم و بر او غلبه جوئيم . مملكت ما فقير بود مستأصل شد . جنگجو و صلحطلب بايد قناعت نموده و وجهه همت خود را اجراء مقاصد عامه كنيم نه اجراء مقاصد خاصه
« در مصطبه عشق تنعم نتوانكرد * گر بالش زر نيست بسازيم بخشتى )
اينك به اخبار رجوع نمائيد :
پيغمبر ما ( ص ) در دعواهاى بزرگ چند شب و روز گرسنه بسر ميبرد ، اصحاب گرامش تبعيت ميكردند غلبه اصحاب آنحضرت بر اثر عدالت و تقوى و اطاعت رئيس عالم و معصوم بود فعلا اگر همه را نداريم ، لااقل بعضى را كه داريم چرا بايد همه را ترك كنيم .
( فصل چهارم ) عاقبت كار چيست ؟
اگر دولت مشروطه را ندهد و امنيت و ائتلاف ميان دولت و ملت حاصل نشود و طرفين از همديگر مطمئن نشوند رفتهرفته دايره فساد وسعت گرفته و تمامى ممالك پامال تاختوتاز و عدم امنيت شده نه سر ماند و نه دستار ، و اگر ما تبريزيان نيز بتكاليف فصل سوم عمل ننمائيم و خود را از همهچيز معاف شمريم اولين جام خذلان را از دست ساقى عدوان ما خواهيم نوشيد
پايان