تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
مانع ترقى و يا خود در اصول سياسيهء آن قصورى هست كه اگر مانع اصل ترقى نباشد لااقل موجب نقصان تمدن است ، و اين فكر مدتها است در بعضى اذهان جاى گرفته و مبناى اين عقيدهء سخيفه باطله اشتهاراتى است كه از جانب دشمنان دين و ملحدين سر زده ، بعلاوه ظهور پارهء آثار تمدن در غير ممالك اسلاميه كه عوام مسلمين آن اساس تمدن را در بلاد خارجه مشاهده مينمايد و مملكت اسلام را از آن آثار بالمره خالى مىبيند و چنين مىپندارد كه آنهمه ثروت و تمدن و عدل و داد و آسايش عامه و حسن انتظام كه در ممالك خارجه هست و در ممالك اسلام نيست . آنچه مستوجب عدم آن در ممالك اسلاميه است همانا وجود مذهب اسلام است كه مانع از اجراى آن اصول و قواعد مىباشد . القاء اين شبهات اگر از جانب اعداء دين بودى ما را موجب تأسف نشدى ، چرا كه دشمن در حق ما بعدل و انصاف سخن نگويد و ما را محبوب عامهء بنى نوع بشر نخواهد و ماها را از ايشان توقع تحسين شريعت طاهره كردن و اميد نيكى از ايشان داشتن خار در ديده انباشتن است . ولى بدبختانه مىبينم كه اين شبهات خبيثه در قلوب بعضى عوام ما نيز تخم گذاشته و بذر كاشته و خداى نخواسته ميخواهد رگ و ريشه بدواند و عوام را بر تيه ضلالت بيندازد و عوام در اين باب چندان مستوجب قدح و ذم نيست . چرا كه اسم عوامى و بى - سوادى و بىاطلاعى از اصول حقهء حقيقيهء دين قويم اسلام ، مر ايشان را عذرى است قوى و پناهى است بس محكم ، چرا كه چشم ظاهربين عوام جز صور و اشباح چيز ديگر را نه‌بيند و از مرحلهء صورت بعالم معنى پى نبرد ، از كشف حقايق محروم است و از درك بواطن محجوب . . هان تصور نكنى كه اين خود يكى از قصور مذاهب اسلام است كه حقايق آن جز بر جمعى از خواص مستور است و عوام از دخول بر آن بارگاه قدس و محفل انس محروم و يا خود مطرود و ممنوع است بلكه مقصود ما اين است كه عوام و بىخبران جز ظاهر اعمال شرعيه چيزى درك نكنند و بر معنى قرآن مجيد و كشف اخبار