معمولى متعارف فقرا نكردندى . در هرحال خود بنا شاهد صدق اين است كه بنايش از قديم است ، و مرا گمان اين است كه در عهد مغول ساخته شده ولى ابدا خطى و علامتى ندارد و فعلا اطراف اين قبرستان است . و دهاتيان اطراف در ايام جمعه و ساير ايام متبركه به زيارت مىآيند و نذورات آرند .
بفاصله كمى كه تقريبا سيصد و چهارصد قدم مىشود ، در شمال اين بقعه جاى خرابه حمامى است كه سنگهاى مرمر آن بعضى شكسته و بعضى هم باقى است و عوام چنان گمان مىكردهاند كه اينجا نيز مدفن يكى از بزرگان است بالفعل برخى ملتفت شدهاند كه خرابه حمام است .
در اين تاريخ اوزدمير جز باغات و زراعت چيزى ندارد ، بالمره از حليهآبادى افتاده است و باغات و مزارعش را اهالى عجبشر يا ساير دهات حولوحوش مالك يا زارع هستند و ملكش از آقاى بصير السلطنه « * » است ، در طرف شرقى باغات كنار راه قبرى هست كه مرمر بلندى داشته كه غالب آن شكسته فقط از طرف آخر آن مقدارى مانده كه در آن نوشته شده شاه ولى رحمة اللّه 1201 و اين مكان قبرستان توريجان است كه از مزارع عجبشر است و قديما آبادى داشته است .
در هشتم جمادى الاول 1329 بكوه بلندى كه روبقبله و از متعلقات آغاجرى است رفتم ، تماشاى چاهى كه در قله آن هست و معروف بزندان حمزه است ، راه صعبى دارد ، چاهى است طبيعى و چنان مينمايد كه وقتى آتشفشان بوده ، دهنهاش بيضى - الشكل و طول دهنه از شرق به مغرب است و در سمت شمالى سكومانندى دارد كه تا آنجا ميتوان فرورفت . خود چاه عمودى نيست بلكه برآمدگى و فرورفتگىها و از طرف مشرق كه ملاحظه مىشود ، در سمت غربى چاه نقبمانندى هست ، هرچه سنگ مىاندازند به اطراف و سنگهاى برآمده كوه برميخورد و معلوم نمىتوان كرد كه عمقش تا كجا است و مشرف نميتوان شد كه بدقت ملاحظه شود ، و آنچه بقرينه معلوم كردم اين است كه
هامش
( * ) در تعليقات توضيحى هست .