روزى با پدرم در حضورش بوديم با اطلاع از اينكه ضمن تحصيلات متوسطه پس از ظهرها براى يادگرفتن زبان انگليسى و غير آن ، به آموزشگاه « مموريال » آمريكائى ميرفتم ، از من خواست كه اطلاعاتى از آمريكائيان در باب فرق بين تقويم « ژوليى » مغربزمين و ساير تقويمها بدست آورم و بايشان برسانم ، همين كار را كردم و ايشان گويا براى تكميل تاريخ هجرت و بعثت كه سرگرم تأليف آن بودند از آن استفاده كردند » اينك مقالهاى را كه آن شادروان به مجله « المقتطف » به عربى نوشتهاند عينا در دو صفحه آورده شد :
درباره آثار و عمارات تاريخى :
در هفتم جمادى الاول 1329 هجرى براى تغيير آب و هوا به محال گردش رفته و از نقاط لازم اطلاعاتى جمعآورى و يادداشت كرده است .
اوزدمير ( آهنينچهره ) قريه است از قراء محال ديزجرود ، در جنوب قريه عجب شر ، از بعضى خرابهها كه باقيست ، معلوم مىشود كه وقتى آبادى معتبرى بوده است و كلمهء اوزدمير ، تركى است و مرا گمان اين است كه اين ده از معمورههاى ايام تسلط مغول است بر ممالك آذربايجان ، خاصه ايام اقامت هلاكو خان در مراغه كه امراء ترك در دهات مسكن گرفته و با اسامى خودشان معروف شده ، چنانچه آغاجرى كه اسم دهى است كه در ديزجرود و بمعنى « بزرگ چريك است » و قراچال كه اسم دهى است كه در محال كايدول در جنوبى و چهارفرسخى بناب .
در اوزدمير بقعهايست كه در عرف عوام آن را امامزاده گويند : عمارتى است از خارج مثمن الشكل با سنگهاى تراش عمارت كردهاند . طول هرضلعى قريب سه ذرع و نيم است و ارتفاعش از دو ذرع بالاتره و وقتى گنبدى داشة بقرينه بايد نظير كمرههاى