كرد ، زدوخوردى در اين بين شد عجالتا استعفايش قبول نشده اما خودش از بابت تضرب مقصد الميزان على الارض ، اصرار در استعفا دارد تا جه شود .
در خصوص مراجعت حضرت مجتهد مشغول اسبابچينى هستند انشاء الله بعد از امنيت استدعاى مراجعت از خودشان خواهد شد .
در خصوص حكومت اردبيل زدوخورد سختى شد وزير اكرم را قبول نكردند ، رشيد الملك تشريف آوردند ، عجالتا بىحاكم است بيچاره صارم نظام مفت رفت تا عاقبت كار چه شود . على
سواد كاغذى است كه بطهران بجناب مستطاب آقاى آقا ميرزا فضعلى آقا وكيل دوره اول نوشته شده است .
شب 4 ربيع الاول 1326 هجرى قمرى
عرض مىشود - اول عهد شب است و آخر روزاى نديم ، حوالى غروب جناب آقاى نظام الاسلام سلمه اللّه تشريف آورد و رقيمه كريمه را رسانيد . دل تنگى در درجه عليا است و اوقاتتلخى در رتبه قصوى ، كارها بىنظام است و ابدان بىعظام عطالت و بطالت بنده كه معلوم خدمت با سعادت است . ولى بدبختانه بعقيده بعضى مقام بنده مقام جمع الجمع است و به اعتقاد خودم هيچ الهيچ ، نه از كليات حوادث كما هو حقه خبرى دارم و نه از مجارى حالات اطلاعى و نه از ماوراء حجاب قدس كه ( لو كشف حجاب منها لاحرقت سبحات وجه جلاله من السموات السبع الى الارض السابقه ) استحضارى ، ورد زبانم اين است « هذا جزاء الذى اقرانه و رجوا من قبله فتمنى فسحة الاجل » و همىگويم : گر آزرده گر مبتلا مىپسندد - همان به كه با ما خدا مىپسندد » عالم وسعت و كثرت لافظه است و قلت حافظه بنده از اولى محرومم و از ثانوى حظ اوفى دارم و ز دست كوته خود زير بارم . . مدتى است چنانچه خاطر محترم نيز مسبوق است بهر حكمت و علت و يا بعبارت جمعى بهر غرض و مرض كه هست پاى بر دامن گوشهء انزوا پيچيده و با خير و شر كه الاول منهما معدوم و الثانى حاله معلوم