تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤

توضيحات در اطراف بعضى مطالب نامه شماره 43

1 - در تبريز در ماه‌هاى محرم هرسال دسته‌هاى سينه‌زنى و زنجيرزنى و عرب مانندگى از محلات مختلف راه مىافتاد و در خيابانها و بيشتر در بازار مىكشتند ، گاهى اين دسته‌ها كه هريك متعلق به محله‌اى بود باهم رقابت داشتند و برخورد خصمانه پيدا مىكردند ، دعوا و شلوغى راه مىافتاد و زخمى مىشدند و كشته ميدادند در رأس هريك از دسته‌ها يك و دو تن مرد قولچماق و بزن‌بهادر بنام « دسته‌باشى » بودند با طبل و دهل و شيپور و سنج و با آهنگ مخصوص حركت مىكردند و دسته‌باشىها با آن آهنگ پا به زمين مىكوبيدند و قداره در دست ميچرخاندند و براى اينكه به افراد دسته خود هوشدار بدهند كه در برخوردى كه با دسته ديگر خواهند كرد آماده نبرد باشند ، داد ميزدند « باجالارا باخ دشمن چوخدى ، شكست يوخدى » يعنى بباجه‌هاى پشت‌بام بازار توجه كن دشمن زياد است و شكست وجود ندارد و عجبا تلاقى رخ ميداد و جنگ مغلوبه‌اى به راه ميافتاد . . در زمان استبداد اين كارها شدت داشت ولى بعد از مشروطه يواش‌يواش تغيير يافت و نظمى به خود گرفت ، معلوم مىشود اجلال الملك در اين كار پيش قدم بوده است ، بعد از 1340 هجرى قمرى كه در كشور نظمى پيدا شد اين كار نيز روزبروز به تحليل رفت و به عزادارى بىجنگ‌وجدل پرداختند . 2 - منظور از قزاق افراد نظامى است كه آن‌زمان به تبعيت از قزاقخانه سرباز را « قزاق » ميگفته‌اند . 3 - اينكه مىگويد « دسته‌جات بمقام آمد » منظورش مسجد صاحب الامر تبريز است كه « مقام » گفته مىشد و بيشتر به شيخيه تعلق داشت 4 - اين همان جنگ فرمانفرما با اكراد و عثمانيها است كه طالبوف در نامه