تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
از پارهء وقايع اطلاع حاصل شد حضرت فرمانفرما 163 براى حكومت معين شد مدتى بود كه مطرح مذاكرات بود ولى بعضى اهالى تبريز قاروقور داشتند روز يكشنبه 25 تلگرافى آمد كه اجمال آن را نوشته‌ام در آنجا بعنوان مأمور بىاسم ذكرى كرده بودند كه دو روزه عازم خواهد شد بعد از تحصيل اطمينان ، دو روز بعد خبر رسيد كه فرمانفرما معين شده است . از وضع شهر و اطراف با پوست سابق شمه‌اى نوشته‌ام حالا هم مينويسم اين انقلابات و اغتشاشات كه در حقيقت اسباب انضجار خاطر تمام عقلا است از سوء حركت و بىلگامى بعضى بىعلمان و جاه‌پرستان و شورشيان است و اين قسم امورات در هر نقطه دنيا واقع مىشود . مقدمه حاجى قاسم تازگى نداشت اگرچه امرى بود بسيار بسيار وقيح و قبيح و فسق بين كه در قباحت و شناعت آن كسى را مجال تردد و انكار نيست ، اما ميدانيد كه مفدسه خانه‌هاى قائم‌مقام مرحوم و جناب آقاى نظام العلماء و كشتن چند نفر طلبه و غارت تمام خانه‌هاى خانواده‌هاى ايشان كه هشت سال قبل اتفاق افتاد بدتر از اين مفدسه است ، همان اوقات مردم نزد حسنعلى خان رفته از علماء تبرى كردند ، علماء مدتى مسجد نرفتند ترك مرافعه كردند . مقصود اين است كه اين قسم اعمال از عدم تقيد بر شريعت است كه در عروق و اعصاب مردم فرورفته و جاگير شده و از عهد نبوت بوده است و فسق بين است كه حد آن نسبت به پاره اشخاص كه مفسد فى الارض است قتل و صلب و نفى است ، چيزى نيست كه مشروطه آن را لازم داشته باشد . بلى انجمن تبريز خيلى شولوق است . و اجامر و اوباش مسلط شده عرصه را بعقلا تنگ كرده‌اند اين هم تقصير چند نفر واعظ و مشتى عوام است كه مردم را شوراند و بالاى نردبان برد حالا نمىتواند پائين بياورد ، اين را هم انكار نميتوان كرد كه از دهن پارهء عوام حرفى كه لايق او نيست بيرون ميآيد و تصرف در معقولات ملكى مىكند و در امور سرحدى و غيره مداخله مىكند ، باز همه آنها از انقلابى است
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 201 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى