تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
نگذارند فتنه بشود به حمد اللّه عجالتا فتنه خوابيده است بازارها را بازكردند و فعلا امنيت كامله است تا بعد چه شود . على

نامه شماره 5 دوم جمادى الاول 1323

نور چشما مطلبى تازه نيست مجمل واقعه همانست كه به خط آقا معالى 157 نوشته شده . . . . جناب آقا ميرزا جواد 21 ماه با احترامات شايان وارد شد حالش و صورت ظاهرش مريض بودن را مينمايد . . . . آنچه در ظهر نامه نوشته‌اند بقرار ذيل است : سانحهء تازه كه اتفاق افتاده مسئله حضرت آقاى شكاك 158 است . در رجب سال گذشته سوق عسگر براى گرفتن مشار إله شد بعد از صدمات زياد كارى از پيش نرفت بعد از ورود حضرت اجل آقاى نظام السلطنه جعفر آقا شكاك را به تبريز خواسته استمالت كردند و مدتى سلمته السلام و آزاد بود تا اينكه ديروز قرار مرخصى او را ميدهند و ضمنا خيالى كه داشته‌اند وقت غروب چهارشنبه غره ماه براى مرخصى يا دادن خلعت بحضور ميطلبند . در اينجا حكم مىشود با گلوله بزنند از آن جائى كه هشت نه نفر از آدمهاى او دائما مسلح بوده‌اند آدمهاى او را ميخواهند بگيرند و بكشند . نزاع طولانى مىشود و از اول غروب تا 2 ساعت از شب متصل تفنگ مىانداختند تا اينكه 2 نفر هم از آدمهاى او را مىكشند و جمعى از اينطرف به قتل ميرسند كه نميدانم از گلوله دشمن بوده يا از زخم دوست . چهار پنج نفر هم از اتباع جعفر آقا شكاك راهى پيدا كرده از پشت بامها فرار ميكنند و بكوچه ميافتند يك نفر گچ‌پز بخت‌برگشته داد مىزند كه جعفر آقا است فرار مىكند ، همانجا او را مىزنند فورا مىميرد و راه باغميشه را پيش ميگيرند . چون پياده بوده‌اند گمان نميرود جانى به در ببرند ، خبر ندارم كه چه شده‌اند ؟ از جمله