تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
. . . در شهر به حمد اللّه بقسمى صحت هست كه امراض متداوله و وقيات معمولى هم نيست ، اگر طناب به گردن ناخوشى انداخته به شهر نياورند ، خودبخود نخواهد آمد - على . * * *

نامه شماره 4 - 11 ربيع الاخر 1323

خطاب بميرزا محمد آقا برادرش نور چشما مكرما كاغذ ميرزا محمود آقا « * » در يازده ربيع الاول رسيد عجب است از هم جدا بنجف مشرف شده‌ايد ؟ ! اين وضع شما را من نمىپسندم اين تناقض و مباينت را مىرساند . در شهر غربت اين قسم كارها در نظر مردم مستحجن شمرده نمىشود ؟ ! ما بين ارامنه و مسلمين نخجوان و ايروان نزاع سخت شده در نخجوان گويا مسلمين غالب شده‌اند برعكس ايروان كه ارامنه غلبه دارند . اخبار موحشه ميرسيد تا اينكه ديروز تلگرافى رسيد خطاب بجناب مجتهد و ميرزا صادق آقا كه مسلمين محصورند شما از فلان ارمنى ( اسم نكرهء دارد ) به فلان ارمنى تلگراف بگيريد اين تلگراف در بازار شهرت كرد و قال‌مقال شد . حوالى عصر يك نفر مسلم با ارمنى طرف مشاجره مىشود برحسب معمول و متداول چنان‌كه رسم است مسلمين ميخواهند ارمنى را بزنند فرار مىكند و فرار او باعث هيجان مسلمين مىشود و اهل بازار چنان تصور ميكنند كه آشوب شده فورا از ترس جان چنان‌چه رسم و معمول حضرات است دكان‌ها را مىبندند و اسباب وحشت عمومى مىشود ، بهرحال از جانب مركز كل بگلربگى رفتند و فراشها و مأمور و سواره و پياده دور ارمنستان گذاشته شده اطمينان داده شد و به علماء كاغذها نوشتند كه از مردم تسليت خاطر نمايند و
هامش
( * ) برادر ديگرش