شب 15 ماه ( رمضان 1326 ق ) امير تومان آمد كه همراه برويم ولى صداى توپ و تفنگ از طرفين بلند شده از شتربان از بالاى « بالا حمام » به طرف خيابان و نوبر توپ انداختند . و از سرخاب نيز از جلو بقعهء سيد حمزه توپ سرپر خالى كردند و شليك سخت از طرفين شد و تا ساعت 15 امتداد يافت و رفتن به اهراب موقوف گرديد .
و اين مسئله به تجربه رسيده هروقت « اسلاميه » معلوم كردهاند كه صحبت صلح مىشود آشوبى مىنمايند كه اين فقره صورت نگيرد .
جنگ ادامه دارد ملت چيره شده است
روز 15 ماه از طرف خيابان به طرف سيلاب رفته آنجا را تصاحب كردند . قلّه را كه چند روز قبل سنگر بستهاند محكمتر كردند و از طرف رودخانه و ميدان مشق آمده مغازهها را صاحب شدند و سواره كه در خانهء مقتدر الدوله بود فرار كرد خانه مزبور را خيابانيان مالك شدند و نصر الله خان يورتچى كه در خانههاى ميراخور پشت يخچال ميرزا موسى خان قرب خانههاى مسكونى من مينشست طرف اول روز حياط را خالى كرد و سوارهاش نيز راه فرار پيش گرفت . . . خيابانيان از خانه رفيع الدوله سوراخ كرده داخل خانه ميرآخور شدند و آنجا را سنگر كردند .
سواره نصر الله خان كه از سرخاب ميخواست برود اهالى آنجا جلوگيرى كردند و مانع شدند ( اما نفهميدم مراجعت كردند يا نه ) نصر الله خان را هم شجاع نظام بمنزلش برد و مانع شد ،
مجملا طرف ملت زور آورده پيش آمدند و تير و تخته كه در دكان حاجى اسمعيل چوبفروش و نزديكى مغازهها بود همه را آتش زدند وقت عصر 15 ماه از كوچه پشت خانههاى ما ، على خان مرندى و نايب محمود شتربانى با جمعى تفنگچى قرهداغ و مرند و شهرى از پشت بامها آمده بحياط « خانقزى 131 » كه غير مسكون است افتادند و درى را كه ميانه حياط من و آن حياط است باز كردند و در اين طرفى را نيز كوبيدند ، ضعيفه