تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

حاشيه : ( ميانه شجاع نظام و سردار نصرت رقابت و . . . )

ميانه شجاع نظام و سردار نصرت رقابت و ضديت افتاده و سخت بهم پيچيدگى دارند ، آقا مير هاشم با سردار نصرت و شجاع نظام با جناب مجتهد و اسلاميه نيز بر ضد سردار نصرت پاره اقدامات دارند و بدگوئى مىكنند و مىكوبند و به تهران نيز بد مينويسند و الله اعلم . در اين چند روز ميرزا حسين خان مستوفى تلگرافخانه را ، ستار خان توقيف كرد و كتابچه تلگراف را از او گرفت و راپورتهاى آقايان بطهران را بدست آورد ، و روزى كه رحيم خان را از باغ شمال ملت بيرون كرد ، تلگرافات متعدد ، از اطاق او بدست افتاده بوده و همه اين مطالب مسموعات است و الله اعلم . ايضا حاشيه - بعضى اشخاص به گمان اينكه مرا صدمه بزنند از هرراه آمدند ، نشد ، صحبت تاراج‌خانه را بدهن عوام انداختند و متصل گفتند كه اين هيجان و يا طغيان ستار خان بتحريك او است ( يعنى من ) و پاره ابله‌ها نيز كه خوش‌باورى ذاتى ايشان است باور كردند سهل است نزد من آمده به اعتقاد خودشان گاهى تهديد گاهى توبيخ گاهى ملايمت ولى همه را در پرده ميكردند و من هم بىاينكه خودم را به اين راه بزنم كه مىفهمم چه ميگويند جوابهاى مسكت مىدادم . روزى جناب امام جمعه بتوسط صمصام همايون پيغام داد كه فلانى مگر نميداند كه دول اجتماع كرده‌اند كه شاه را مستقل نمايند ، حضرات را چرا منع نميكند و ريسمان آنها را چرا دراز مىكند ، چون بطور خيرخواهى گفته بود جواب دادم كه خيرخواهى ايشان مسلم و معين است ، اما جناب آقا غفلت از اين معنى دارند كه مرا با حضرات راهى نيست و از من حرف قبول نمىكنند و در ايام مشروطه بهم‌زدگى كلى داشتم و من هرچه مىگفتم قبول نمىكردند و علت اينكه از شوال ( 1325 - م ) ترك مراوده كرده‌ام چه بود ؟