يا محفظه چوبين يا فلزى كه در آن باروت كنند ) 147 ، 151
دخل و خرج ( : درآمد و هزينه ) 44
در آتشم بيفكن نام گنه مبر ، 96
در آهن سرد كوبيدن ( : كارى بيهوده كردن ) 91
دربار دربار ، 64
دربانى ، دربانى ديوانى ، 79 ، 95 ، 140 ، 155
درب خلوت ، 132
درب دولت ، 165
دربسراى ، 87
دربستگان ( كسانى كه داخل منزل هستند ) 88
در گوش فيل خواب خرگوش داشتن 98
درمنهء تركى ( : نام گياهى است ) 184
درنا ( : پرندهاى وحشى و حلال گوشت كه غالبا در كنار آب نشيند ) 115
در هركسم گمان به دو در خود گمان نبود ، 74
درى ( كبك ) 109
دزد غريبه ، 194
دستآويز اعتذار ، 62
دستآويز شقاق و فساد ، 86 ، 93
دست اتلاف ، 161
دست اجحاف ، 144
دست افراط ، 161
دست به ميان كار بردن ، 102
دست رد بر سينه كسى زدن ، 77
دستورالعمل 13 ، 14 ، 37 ، 49 ، 76 ، 99 ، 157
دسته 82 ، 104
دعاباقى ( : ظاهرا بند كمان و تازيانه و شمشير و جز آن . . . ) 147 ، 151
دفآسا پى گردن خوردن ( : دف :
چنبريست كه پوستى بر آن چسبانند و قوالان آن را با انگشت نوازند ) 89
دفع فاسد به افسد ، 126
دلّال مظلمه شدن ، 59
دلگير ، 117
دلوآسا ( : دلو : ظرفى فلّزى يا چرمى كه بوسيلهء آن از چاه آب كشند ) 93
دلو مدّعا ، 44
دماغ التفات پادشاهى ، 104
دماغ چاقى ( : خوشبخت بودن ، ثروتمند بودن ) 147
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٤٢