تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
يا محفظه چوبين يا فلزى كه در آن باروت كنند ) 147 ، 151 دخل و خرج ( : درآمد و هزينه ) 44 در آتشم بيفكن نام گنه مبر ، 96 در آهن سرد كوبيدن ( : كارى بيهوده كردن ) 91 دربار دربار ، 64 دربانى ، دربانى ديوانى ، 79 ، 95 ، 140 ، 155 درب خلوت ، 132 درب دولت ، 165 درب‌سراى ، 87 دربستگان ( كسانى كه داخل منزل هستند ) 88 در گوش فيل خواب خرگوش داشتن 98 درمنهء تركى ( : نام گياهى است ) 184 درنا ( : پرنده‌اى وحشى و حلال گوشت كه غالبا در كنار آب نشيند ) 115 در هركسم گمان به دو در خود گمان نبود ، 74 درى ( كبك ) 109 دزد غريبه ، 194 دست‌آويز اعتذار ، 62 دست‌آويز شقاق و فساد ، 86 ، 93 دست اتلاف ، 161 دست اجحاف ، 144 دست افراط ، 161 دست به ميان كار بردن ، 102 دست رد بر سينه كسى زدن ، 77 دستورالعمل 13 ، 14 ، 37 ، 49 ، 76 ، 99 ، 157 دسته 82 ، 104 دعاباقى ( : ظاهرا بند كمان و تازيانه و شمشير و جز آن . . . ) 147 ، 151 دف‌آسا پى گردن خوردن ( : دف : چنبريست كه پوستى بر آن چسبانند و قوالان آن را با انگشت نوازند ) 89 دفع فاسد به افسد ، 126 دلّال مظلمه شدن ، 59 دلگير ، 117 دلوآسا ( : دلو : ظرفى فلّزى يا چرمى كه بوسيلهء آن از چاه آب كشند ) 93 دلو مدّعا ، 44 دماغ التفات پادشاهى ، 104 دماغ چاقى ( : خوشبخت بودن ، ثروتمند بودن ) 147