تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
جمع خاقان ؛ خاقانان ) 9 خوانين ( : جمع خان ؛ خانان ، پادشاهان ) 69 ، 121 ، 67 ، 194 خودسرى ، خودسر ( : آنكه به ميل و ارادهء خود كار كند ، متمرد ) ، 41 خودسرى ( : خودرأيى ) 112 خودكشى ، 43 خواب خرگوشى ( : غفلت ، فراموشى ) 98 خوان احسان ( : سفرهء طعام و كرم ) 41 خواننده ، 200 خلوت ( : شبستان ، خوابگاه ) 90 خور و خورد عوام 77 خوش‌نشين ( : آن عده از سكنهء ده كه نه مالك بشمار ميروند و نه زارع سهم‌بر ، ايلى كه نيمه قاپو شده باشد ) 39 خوشهء پروين ( : كنايه از تلعلع شعاع ستارهء پروين ) 190 خياركارى ( : كاشت تخم خيار در زمين ) ، 125 خيّاط ، 147 خيال شيطانى ( : گمان و انديشهء شيطانى ) 87 خيط تدبير ( : رشته تدبير و پايان كارى را نگريستن ) 41 دادوستد ( : دادن و گرفتن ، فروش و خريد ) 77 دارا ( : دارنده ، ثروتمند ) 141 دار الخلافه ( : پايتخت سلطان ) 13 ، 39 دار الشورى ( : مجلس شور ، مجلس وزراء ) 81 دار الشوراى بزرگ ( سراى رايزنى بزرگ ) 145 دار العماره ، 129 دار المصلحه 145 داغ كردن ، 177 ، 179 ، 181 داغ نقصان ، 191 دانگ ( : يك سهم از شش سهم ملكى را دانگ گويند و هر دانگ چهار زيور است ) ، 36 ، 39 داوطلب سرباز ، 80 دايرهء حساب ، 49 دايرهء حلقهء وقوف ، 41 دايرهء مشورت ، 98 دايم الموّاج ( : هميشه در حال موج و تلاطم بودن ) 195 دبّه ( - دبّهء باروت ) : كيسه‌اى از پوست