تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
دماغ سوختگى ( : بور شدن ، نوميد شدن ) 69 ، 106 دماغ مسهل خورده ، 186 دمامى ( ظ : خون ) 128 دمدمهء آمدآمد ( : صداى آمدآمد ) ، 72 دندان به سنگ خوردن 104 دندان طمع تيز كردن ، 172 دوّاب ( : چهارپايان ، حيوانات باركش ) 60 ، 67 ، 136 ، 155 ، 182 ، 188 دو به دست كسى افتادن ( : ميدان پيدا كردن وى ، فرصت مناسب به دست او افتادن ) 77 دورسوار ( : مأمور سوارهء دولتى كه مراقبت از مسافتهاى دور را در عهده دارد ) 158 دور و كنار ( : اطراف ، دور ) 39 ، 59 دو سر برآوردن 44 دوش ( : شب گذشته ) 67 دوش ( : كتف ، شانه ) 67 دوش بدوش ، دوش در دوش ، 104 ، 179 دوگاه ازل و ابد ( : دوگاه : اولين شعبه از شعب بيست و چهارگانه موسيقى است ، كنايه از دو جهان ، ازل و ابد : زمان بىآغاز و زمان بىانجام ) 49 دولت ، 165 دولت بهيهء كبرى ( : حكومت بزرگ نيكو ) 192 دولتخانه ، 44 دولت ابد مدت قاهره ( : حكومت پيروز ابدى ) 147 دولت قاهره ( : دولت پيروز ) 147 ده‌باشى ( : فرمانده ده سرباز ، سردستهء ده فراش ، ظ : مباشر ) 60 ، 197 دههء عاشورا ( : دههء اول محرم ) 44 دهره ( : شمشير كوچك دو دمه كه سر آن مانند سر سنان باريك و تيز مىباشد ) 49 دهن ( : روغن ) 126 دهنه ( : لگام اسب ، ميله‌اى آهنى متصل به افسار كه در دهان اسب افتد ) 15 دهه به دهه ( ده‌تا ده‌تا ) 90 ديدن عيد ( - ديد و بازديد عيد ) 101 ديرك ( : تير بسيار بزرگ ، تيرك ) 200 ديگ كسى را به جوش آوردن ، 62 ديگ خودسرى ، 44 دينار ، 14 ، 152