دماغ سوختگى ( : بور شدن ، نوميد شدن ) 69 ، 106
دماغ مسهل خورده ، 186
دمامى ( ظ : خون ) 128
دمدمهء آمدآمد ( : صداى آمدآمد ) ، 72
دندان به سنگ خوردن 104
دندان طمع تيز كردن ، 172
دوّاب ( : چهارپايان ، حيوانات باركش ) 60 ، 67 ، 136 ، 155 ، 182 ، 188
دو به دست كسى افتادن ( : ميدان پيدا كردن وى ، فرصت مناسب به دست او افتادن ) 77
دورسوار ( : مأمور سوارهء دولتى كه مراقبت از مسافتهاى دور را در عهده دارد ) 158
دور و كنار ( : اطراف ، دور ) 39 ، 59
دو سر برآوردن 44
دوش ( : شب گذشته ) 67
دوش ( : كتف ، شانه ) 67
دوش بدوش ، دوش در دوش ، 104 ، 179
دوگاه ازل و ابد ( : دوگاه : اولين شعبه از شعب بيست و چهارگانه موسيقى است ، كنايه از دو جهان ، ازل و ابد :
زمان بىآغاز و زمان بىانجام ) 49
دولت ، 165
دولت بهيهء كبرى ( : حكومت بزرگ نيكو ) 192
دولتخانه ، 44
دولت ابد مدت قاهره ( : حكومت پيروز ابدى ) 147
دولت قاهره ( : دولت پيروز ) 147
دهباشى ( : فرمانده ده سرباز ، سردستهء ده فراش ، ظ : مباشر ) 60 ، 197
دههء عاشورا ( : دههء اول محرم ) 44
دهره ( : شمشير كوچك دو دمه كه سر آن مانند سر سنان باريك و تيز مىباشد ) 49
دهن ( : روغن ) 126
دهنه ( : لگام اسب ، ميلهاى آهنى متصل به افسار كه در دهان اسب افتد ) 15
دهه به دهه ( دهتا دهتا ) 90
ديدن عيد ( - ديد و بازديد عيد ) 101
ديرك ( : تير بسيار بزرگ ، تيرك ) 200
ديگ كسى را به جوش آوردن ، 62
ديگ خودسرى ، 44
دينار ، 14 ، 152
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٤٣