( 118 ) ص 186 س 10 ، جناب علّامى آقا سيّد رضى : فرزند مير سيّد على فرزند ميرزا عبد الباقى فرزند ميرمحمد صالح كه در زمرهء اهل علم بود اما شهرتى نداشت . او از خاندان رفيعى قزوين است . ( مينودر ج 1 چ 2 ص 362 ، 600 ) بايد توجّه داشت كه گلريز در صفحهء 362 آقا سيّد رضى را فرزند مير سيّد على مىداند و در صفحهء 600 مىگويد مرحوم آقا سيّد رضى مجتهد و همشيرهزادهء وى مرحوم " آقا سيد على مجتهد " كه ظاهرا شخصيت آقا سيّد رضى و حاجى سيد رضى ( الدين ) مجتهد قزوينى ( المآثر و الآثار ، 140 ص 193 - ) برگى از تاريخ قزوين ص 102 ) باهم خلط شده است . نكته درخور توجّه ديگر آنكه در اين دوران ، در ميان دستورالعملهاى حكومتى قزوين دو نفر به نام آقا سيّد رضى داريم يكى فرزند آقا سيد على قزوينى و ديگرى فرزند مير نعمت اللّه .
( دستورالعمل دار السلطنه قزوين ، ص 25 و 30 و برگى از تاريخ قزوين ص 77 )
( 119 ) ص 186 س 21 ، عاليجاه حبيب اللّه خان سرتيپ تنكابنى ( ساعد الدوله ) : پسر ولى خان سرتيپ تنكابنى و پدر محمد ولى خان سپهسالار اعظم . پدر و پسر هر دو در اردوى هرات همراه محمد شاه بودند . پدر كشته شد و لقب و منصب او به پسرش رسيد و پس از رسيدن به تهران حكومت تنكابن و كجور و كلارستاق را نيز به دو دادند و در 1286 ملقب به ساعد الدوله شد . در 1298 به حكومت استراباد رسيد و تا 1303 در آن مقام بود و در شوال 1299 كه در آنجا شورش پديد آمده بود آن را فرونشاند . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 215 ) . در شعبان 1303 ظاهرا بنا به تمايل روسها از آن مقام معزول شد . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 495 ) . در 1309 سيدى از اهل صحنهء كرمانشاه يا اورميه در ميان قبايل خواجهوند كلاردشت رفته و به ادعاى امامت فتنهاى برپا نموده و برادر حاجب سلطان خواجهوند يكى از زنان شاه را با هشت تن از افراد خانوادهاش كشته بود ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 886 ) . ساعد الدوله مأمور
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٢٤٨