طوايفى هستند كه تا آخرين لحظه به همراه لطفعلى خان زند باقى ماندند و پس از شكست و دستگيرى او به همراه اهل و عيال خان زند و مابقى طوايف كرد متحد زند به دستور آقا محمد خان قاجار به شمال تبعيد گرديدند و پس از ماجراها در قزوين مستقر شدند . . . - ايلات و طوايف كرمانشاهان - محمد على سلطانى ج 1 / 2 ص 684 )
( 87 ) ص 80 س 16 ، بهزاد خان بهتوئى : نام او بهعنوان سركردهء طايفهء بهتوئى در سفرنامه استرآباد . . . ميرزا ابراهيم ( ص 176 ) ديده مىشود .
( 88 ) ص 82 س 20 ، سياهگالى : رابينو دربارهء اين طايفه مىگويد : " تيره يا شاخهاى كه شناخته نشدهاند از قبيلهء حسين على خان ( سركردهء ايل رشوند در سال 1331 ه ق ) جدا شده و به نام سياهگلى از عدهاى چادرنشين تركيب يافته - ( گيلان . . . ص 305 ) . دكتر منوچهر ستوده معتقد است : " تيرهء ديگرى كه وضع ايلى ندارد و به طايفهء رشوند بستگى دارد ، تيرهء سياهگلى است كه بيشتر آنان گلهدار هستند " . . .
( از آستارا تا استارباد ، ج 1 / 1 ص 494 ) " . قريب به همين مضمون را در گيلسو ، ( ش 1 ص 35 ) مىخوانيم : " . . . به نوشتهء رابينو پيش از كوچانده شدن ايلهاى كرد در زمان نادر شاه به عمارلو و ديلمان ، قبيلهء " رشوند " وابسته به ايل بزرگ " ببه " كه نخست در سليمانيهء عراق مىزيستند ، در زمان فرمانروايى شاه عباس به اين پهنه كوچانده شده و زمينهء خوبى را براى زيستن كردها در اين پهنه فراهم نموده بودند . رشوندها در ناوه و كليشم ، لايه و روستاهاى ديگرى در پهنهء رودبار محمد زمان خانى مىزيستند و شاخهاى از آنان به نام " سياهگلى " در سدهاى پستر به دو پاره شده و پارهاى خود را به پيرامون قزوين رسانده و پارهاى از كوهستان ديلمان گذشته و پا بر جلگهء نشسته بر پاى شمالى كوههاى ديلمان نهادند . . . " . در فرهنگ جغرافيائى ايران ( ج 1 ص 116 ) ذيل آبادى سنبلآباد ،
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٢٣٨