جديد الاسلام در جزو محرك شده ، دواهاى نامناسب به وليعهد دادهاند كه ستون قلب پادشاه عالمپناه و فروغ السلطنه بود . در حقيقت ستون ايران بود ، شيون در مملكت ايران انداخته ، به اين جهات او را ويران ساختند .
حاصل كلام به جهت عزل صدراعظم كارهاى حاجى خان هم سست شده ، مردم كه دويست نفر مىرفتند ، مقيدا پس مىفرستاد ، جسارت كرده ، ده نفر بيست نفر به طرف عرض مىرفتند و حاجى حسنعلى خان هم كه ايلات را بى سرتيب و ميرزا محمد رضا را به چاه انداخت و سركردگان را سرگرم نزاع با آقا خان ميرپنجه كرد بر متعلقان ايلات دستانداز كرده ، از جمله دو رأس قاطر از شخص سپوهينى در محل مذكور ديوار را شكافته ، برده بودند . محصل فرستاده كه شصت تومان غرامت يا دزد قراسوران و سركردهء رشوند بايد بدهند . فرستاده چند نفر دزد از كاكاوند در قرب جوار كاهكوهستان كه در شب به سرقت آمده بودند گرفتند و دو نفر هم از غياثوند بگير آمد . در بغل كاكاوندها قريب چهل تومان صاحبقران يك سكه به سكهء تبريز كه در ملبوس كهنهء خود دو تومان سه تومان دوخته و آجيده كرده بودند برآورده . آن روز را حقير به فانفين ديدن عاليجاه آقا محمد ابراهيم نايب رفته ، در مراجعت از على اكبر بيك - غلام حاجى خان - شنيدم كه همچو وجهى از حبس از رخوت كاكاوندها بروز كرده ، بروز و شب پاس داشتهايم تا شما بيائيد ساير رخوت آنها را آورده ، با چاقو دريده ، مشخص شد كه چهل تومان وجه بوده است . تنخواه با حسينعلى و دزدها و على اكبر بيك و صاحب قاطر روانهء شهر ساخته ، حاجى خان جبّهاى به حسينعلى خلعت داده و تعليقهاى داده بود كه برود نزاعى كه ما بين كاهكوهستانى و طياندشتى در سرملك است چون يك طرف بستهء به عمارلو و عاليجاه ولى خان است و از طرفى بسته به رشوند ، خودت رفته تشخيص داده و ده تومان حق سعى بگير ، به آدم و نفر خود بده ، حسينعلى مراجعت نمود .
در آن روزها همشيرهء مكرمه را با جمعى نسوان و آقاسى بيك رشوند و آقا مهدى پيشخدمت ، با اوضاع و تدارك روانهء آبگرم يل گرماب كرده ، رشوند آن صفحه لازمهء اكرام را به عمل آورده ، به فاصلهء يك هفته مراجعت نمود . ولى
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص١٤٢