تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
و ديد و بازديد و خواب و آسايش در اين منزل كرده ، عابدين بيك و چند نفر را با اسب و دواب فرستاده ، همشيره را به رودبار آوردند . به فاصلهء چند روز خبر رسيد كه صدراعظم را گرفتند در محلى موسوم به آدران ، چهار فرسخى طهران محبوس كرده ، چون سال پيش به بهانهء اينكه انگليس به لجاج تسخير هرات ، بر سر بنادر شيراز آمده است . بايد هر شهرى مردمان دارا به اسم جهاديه يك كرور خدمت نمايند . از جمله سى هزار تومان در قزوين به تجار و كدخدا و ملّا و كسبه حواله شد كه حاجى حسنعلى خان [ بپردازد ] . به اين بهانه نهانه مداخله‌ها كرد . از جمله على مدد بيك نام را محصل از صدراعظم خواسته ، على الغفله وارد و ملك التجار را گرفته ، پنجهزار تومان از او گرفتند . در هر شهرى به هر فقيرى به تهمت اينكه وجه نقد دارى با قلم شكسته ابواب چند به پاش مىنوشتند . اشخاصى كه سر به فلك داشتند پا به فلك كشيدند ، تا وجه جهاديه را از مردم به وصول رسانيدند . از جمله تقصيرات او اينهمه مردم آزاريها شد . تا خود صدراعظم و اولاد و وزيرنظام برادرش و نظام الملك پسرش و داود خان وزيرلشكر و عباسقلى خان سيف الملك همگى فوريه به پاداش عمل خود رسيدند . تقصير ديگر كه بر او وارد آمد اين بود كه هرات را با آنهمه خسارت كه كرورها خرج شد و سرهاى مسلمانان بىتن گرديد ، جوانها به خاك هلاك خفتند تا به اهتمام نواب سلطان مراد ميرزاى حسام السلطنه كه عم شاه بود ، غمش‌آسا كمر را در خدمت تسخير هرات هفت جا بسته تا تسخير نمود . به جهت عمش نشانها و احكام رفت . صدراعظم در جزو كه خود را به دولت انگليس بسته بود ، با وزير دولت انگليس نويد داده كه بر سر بنادر فارس بيايند . در بندر بوشهر « 1 » مقيم شوند تا هرات رد شود ، حق يا باطل به جهت او تقصير جستند ، و تقصير عمده كه جستند با حكما من جمله ميرزا بزرگ حكيم‌باشى قزوينى يا حق‌نظر
هامش
( 1 ) . در نسخهء اصل : ابو شعر .