چون محاسبه نوشته شد ، در غياب سركردگان مهر كرده ، عناب لب را مكيدند ، دست از كار كشيده ، پا بريدند . در دار الشوراى خود مجتمع شده ، ميرزاى مذكور به قسمهاى مغلّظه و قسمهاى مغلطه ، هرچه عذر خواست نشد .
حقير همان صورت حساب ممهور را بمصحوب على محمد بيك - آدم حقير - روانهء دار الخلافه داشت . خود ميرزا محمد رضا هم در جزو عريضه به ميرپنجه نوشت كه وضع كار اين و آنطور كه ما تصديق ممهور از سركردهها مىخواستيم كه به نظر اولياء دولت قاهره برسانيد ، اوضاع سركردهها چنين بايد ، همان مبلغ وجه تمسك پيشكش را از محمد على خان خواست ، تعليقه صدارت عظمى و خلعت فرستاد . از اتفاقات آن اوقات امر خير جناب ميرزا ابو القاسم - ولد ميرزاى طبيب - بود و از طرفى هم زينت الدوله از رشت آمده ، به دار الخلافه مىرفت .
چون دخترش در حباله ميرپنجه بود ، رقعهاى هم به او عرض كردم . تعهدات بليغه نمود . اگرچه قراول روز و كشيكچى شب را داشتم ولى از فرط مهربانى و مهمانپذيرى ميرزا محمد رضا ، در آن مدت توقف سه ماه چندان دلتنگ نبودم .
در مجلس عروسى همه ساعت تكليف و با خود مىبرد . جشن در كمال حسن مىگذشت و به حرفهاى مزخرف خشن معاندين اعتنائى نداشته ، آنها هم روز و شب ويلان و سرگردان بودند .
در شب زفاف ميرزا ابو القاسم ، سركردگان روانهء دار الخلافه شدند ، هرچه خواستند كه حقير را ربوده با خود ببرند و يا به عنف كشيده ، خاصه حسين خان ما فى و فضلعلى خان - برادرش - كه جوان باهمتى بود حتى با سپر و شمشير به بالاخانهء منزل حقير آمده ، گفتم صلاح نيست . بعد از ورود سركردگان خود خواهند زمين گذاشت وانگهى بهانهء عرض سركردگان به ديوان اعلى خواهد شد كه ديوان ما برسيد از جمله محمد على رشوند را كه خدمات كلّيه به مير پنجه كرده ، مدت سه ماه حبس نظر مانند ديوان در بند دارند ، مطلقا در بند نوكر نيستند .
هرگاه مرا به عنف بكشيد و ببريد ، زبان ايشان دراز و شما را به زيان خواهند انداخت .
الحاصل ايلات بر خلاف رشوند كوفى نشده ، به ريحان عطوفت غبار از
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٨١