تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
پيدا گشت بر سان كلبه ، از سنگ خارا تراشيده ؛ و اندران صورت مردى آهنگر ساخته نشسته و كدينى بزرگ اندر دست بالا داشته ، و ساعت تا ساعت به جايگاهى بر همىزد ، به روز و شب . پس آن پير گفتا : اين طلسم است كه افريدون ساخته است بر بيورسپ ، تا چون خواهد كه بندها بگشايد ، زخم اين كدين آن را باطل كند . و البته هيچ دست بدان فرا نبايد كردن . و باز همچنان هامون كرديم كه بود . و بفرمود تا نردبانهاى دراز بياوردند و بر هم بستند . و بر آنجا رفتيم - چند جوان دلاور - مقدار صد گز . و ديگر جاى كه بنمود ، بكنديم ، درها پيدا گشت آهنين و مسمارهاى عظيم بر زير آن زده و هفت در و قفلهاى گران بران زده ، و بر عضاده‌ى در نوشته كه ايدر جانورى هست بحرى * بىغايت و نهايت . نگر تا آن را نگشايند كه اقليمها را آفت رسد . و من دست نيارستم بدان فراز كردن ، تا امير المؤمنين را آگاه كرديم . فرمود كه : هيچ‌كس متعرّض مباشيد . " و ديگر كوه طور است كه ايزد تعالى با موسى عليه السّلام مناجات كرد . و آنجا آتش و نور ديد كه بر اثر آن برفت و پيغامبرى يافت و تا بر سر قلّه شدن شش هزار و شش‌صد و شش پايه بربايد شدن ، مانند نردبان از سنگ خارا ، و بر آنجا درختى است و كنيسه‌ها . يكى ازان ايليا پيغامبر عليه السّلام ؛ و ديگر ازان موسى عليه السّلام از رخام ساخته ، و سقف صنوبر و درهاى آهنين و روى به صحيفه‌ها رصاص كرده . و اين كنيسه آنجايگاه است كه حقّ تعالى با موسى سخن گفت . و شش هزار صومعه و دويست ازان راهبان و مقيمان بر آنجا بوده است . و به وقتى خراج ملك مصر به نام و رسم ايشان بكرده بود . و اكنون هفتاد صومعه ازان زهّاد مانده است ، و مقيمان مانده‌اند . و همه كوه درخت بادام و سروستانست . و بر دامن كوه ديرى هست ازان ترسايان ، سخت به تكلّف ؛ و درخت عتيق - آنكه موسى عليه السّلام ازان نور ديد - هنوز بجايست .

ذكر بعضى از بناها و شكل حرمين و قبله

اوّل بنا اندر عالم مكّه بوده است ؛ و معظّمتر و بلندتر مدينه است ، و آنجا طاعون نباشد . و بيشترين عجايب اندر اسلام به بيت المقدّس است . و عجبتر بنياد اسكندريّه است در مسلمانى ، و اندر كافرى روميّه . و محكمترين شهرها سور قسطنطنيّه است . و عجايبترين چيزها هرمين مصرست . و بيشترين شهرها به زر سيلا *