تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١

باب تاسع عشر اندر نسق ملوك قريش ، عرب اسلام ، از روزگار پيغامبر محمّد المصطفى عليه السّلام

فصل اندر تاريخ معدّيان از عرب جاهليّت

چون كارى بيفتادى بزرگ ، ازان تاريخ گرفتندى ، و تا نه بس مدّت حوادث بودى كه آن را منسوخ كردى . و تاريخ ايشان ازين سالها بود كه بر ولا ثبت كرده شد - و اللّه أعلم . سال اندرآمدن اسمعيل به مكّه - سال متفرّق شدن فرزندان معدّ - سال رياست عمرو بن لحى - سال مردن كعب بن لوى - سال غدر - سال اندر فيل به مكّه آمدن - سال فجار - سال مردن هشام - سال بناى كعبه‌ى معظّم . از اين جمله خود آمدن اسمعيل عليه السّلام ظاهرست . و فرزندان معدّ از تهامه به هرگاهى كسى به جايگاهى ديگر رفتندى . ايشان آن روز را تاريخ كردندى ؛ و اين كار دراز گشت بريشان . و رياست عمرو بن لحى را خود شرح داده‌ايم كه دين ابراهيم را عليه السّلام به صنم پرستيدن بدل كرد . و از مردن كعب بن لوى مدّتى تاريخ بستند كه سيّد عشيرت بود . و سال غدر چنان بود كه پادشاهى از حمير يمن كعبه را پوشش فرستاد . و در راه قومى از بنى يربوع بريشان افتادند و همه را بكشتند و آن كسوتها بستدند . چون خبر به قوم رسيد ، به مرسوم عرب ، قبيله‌ها درهم افتادند و همه را بكشتند . آن را سال غدر نام كردند . و آمدن فيل و ابرهه به مكّه خود معلوم است و معروف . و فجار از پس عام الفيل بوده است ؛ و بيست سال حادثه‌يى بوده است خوارمايه كه بدان حرب پيوست .
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 181 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر