تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
و هشام بن المغيرة المخزومى بمرد ، و آن را عظيم داشتند ، تاريخ كردند . و ازان پس ، كعبه بازكردند و از نو بنا نهادند ، و آن را هم تاريخى كردند . و اين تاريخ بماند تا عهد عمر بن الخطّاب رضوان اللّه عليه ، كه تاريخ از هجرت پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم گرفتند . و پيش ازينها از سيل العرم تاريخ نهاده بودند ، و آنچه پيشتر از همه خواستندى گفتندى آن وقت بوده است فلان مرد ، يا فلان كار ، كه ريگ بربود * ، و سنگى به نرمى گل . و آن وقت بود كه سنگ خاره بر سان گل سرشته و سخت كرده بود . و هيچ‌كس را چنين تاريخ كه از هجرت نهادند نيفتاده است كه اندران هيچ خلل ظاهر نگردد هرگز . و پادشاهان از ملك خويش تاريخ گرفتندى . و بعد از آنكه ديگر پادشاهى بودى آن تاريخ در خلاف افتادى ؛ و هركس چنان گفتى كه به وى رسيده بودى تا هيچ حقيقت نماند ، و بر دل فراموش گشت . و پيغامبر ما محمّد المصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم از مكّه به مدينه هجرت كرد . و آن روزگار از سال محرّم و صفر و هشت روز از ماه ربيع الاوّل گذشته بود . بعد ازان نه سال و يازده ماه و بيست روز بماند . چون عزم كردند به تاريخ نهادن هجرت از مستهلّ محرّم گرفتند ، سال يكم از اوّل اين محرّم بشمردند ، تا آخر عمر او صلّى اللّه عليه ده سال و دو ماه حاصل آمد . و بناى اين تاريخ چنان نهادند كه آن را تا آخر الدّهر هيچ تغيّرى نباشد و اندر ديگر تاريخهاى پيشتر هرگز خلاف برنخيزد - و العلم عند اللّه عزّ و جلّ .

فصل اندر نسب سيّد المرسلين ، عليه الصّلوة و السّلام

محمّد بن ( مادرش آمنة بنت وهب ) عبد اللّه بن ( مادرش فاطمه بنت عبد اللّه عامر * ) عبد المطّلب بن ( مادرش سلمى بنت زيد بن خداش * ) هاشم بن ( أمّه عاتكة بنت عمرو بن هلك )