ذرياته و ارواحه و آله و اصحابه الطيبين الطاهرين اجمعين .
و چون رسول الله - صلى الله عليه - از اين جهان بيرون شد در حال زنان بيامدند و جامه بر روى مباركش كشيدند ، و مردمان بر در خانه و مسجد مىجوشيدند و هركسى چيزى مىگفتند . ابو بكر و عمر هر دو بيامدند و عمر بايستاد [ 141 ] و ابو بكر اندر شد . ديد چادرى بر روى مبارك رسول كشيده ، بيامد و چادر بركرد و روى مباركش بديد ، چادر بر افكند و بيرون آمد . عمر گفت : چون است ؟ گفت :
« إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ »
« 1 » ابو بكر بيرون آمد و روى به جميع صحابه كرد و فرمود كه اى مردمان ! پيغمبر پيش خداى شد ، هركس كه پيغمبر را مىپرستيد او رفت و هركه خداى مىپرستد خداى بجاى است كه هرگز نميرد . همه بدانستند كه رسول - عليه السّلام - وفات فرمود .
و پيش از آنكه رسول را دفن كنند اختلاف در ميانهء صحابه افتاد . هر قومى كسى را به خلافت رسول الله اختيار كردند و پيغمبر را بجاى رها كردند همچنان چادر بر سر دركشيده تا يك شبانه روز بگذشت و پسين سهشنبه او را دفن كردند . و الله اعلم بالصواب .
عدد زنان پيغمبر [ ص ]
و پيغمبر - صلى الله عليه و على آله و سلم - پانزده زن كرده بود ، سيزده آن بود كه به خانه آورد و دو آن بود كه دست بازداشت ، و گاه بود كه يازده به يك جاى داشت و گاه بود كه ده و گاه نه . و چون وفات فرمود نه زن ماندند . و اول زنى كه به زنى كرد خديجه بنت خويلد بن الاسد بن عبد العزى بود . و پيغمبر را از خديجه هشت فرزند آمد [ چهار پسر ] و چهار دختر .
عدد اولاد النبى [ ص ]
و پيغامبر - عليه السّلام - را نه فرزند آمد . پنج پسر و چهار دختر . اما پسران كه از خديجه بودند بدين تفصيلاند : قاسم ، طيب ، طاهر ، عبد الله . و پسرى ديگر داشت از كنيزكى قبطيه نام او ماريه و پسر را نام ابراهيم بود و به دو سالگى بمرد . و نامهاى دختران كه از خديجه بودند بدين موجب است : زينب ، رقيه ، ام كلثوم ، فاطمه ، و عدد زنان رسول بعد
هامش
( 1 ) . سورهء « زمر » ، آيهء 30 .