از حضرت موسى عليه السّلام آب مىطلبند ، به آن حضرت امر مىفرمايد كه عصاى خود را بر سنگ بزند ، تا از آن ، چشمهها جارى گردد ؛ منّ و سلوى بر بنى اسرائيل فرو مىريزد ، و پس از مدّتى ، خوردنيهاى ديگر به جاى آنها به بنى اسرائيل عطا مىفرمايد ؛ هنگامى كه موسى به ميقات پروردگار خويش مىرود ، تا شريعت آسمانى را طىّ الواح تورات دريافت كند ، عدّهاى از بنى اسرائيل مرتدّ مىشوند ، و خداوند به آن حضرت خبر مىدهد كه قوم تو گوساله پرست شدهاند ! و گوسالهاى را كه سامرى براى آنان ساخته است ، مىپرستند .
فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً
« 1 » خشمگين و اندوهگين به سوى قوم خويش باز مىگردد . با خشونت ، برادرش هارون را مورد سرزنش قرار مىدهد ، و از او گله مىكند كه چرا چنين شده است ؛ زيرا ، آن حضرت هارون را در غياب خويش خليفهء خود گردانيده بود ؛ سپس سامرى را تبعيد مىكند و ملاقات او را براى همگان ممنوع مىگرداند ، و گوسالهء سامرى را به آتش مىكشد و به دريا مىافكند ؛ خداوند نيز ، پس از آن كه براى بنى اسرائيل كيفرى كمرشكن مقرّر مىفرمايد ، از عقاب آنان صرفنظر مىفرمايد .
به همين منوال ، قرآن كريم براى ما رويدادهاى مختلفى را از زندگى حضرت موسى عليه السّلام در ميان بنى اسرائيل ، يادآور مىشود : قضيّهء گاو بنى اسرائيل ؛ از جا كنده شدن كوه بالاى سرشان ؛ دعوت آنان به ورود به سرزمين مقدّس ؛ رفتن نمايندگان بنى اسرائيل به ميعاد پروردگار پس از آن كه درخواست كردند خداوند را عينا ببينند ؛ داستان قارون و توطئهء او با منافقان بر ضدّ حضرت موسى عليه السّلام . البتّه در پارهاى از اين رويدادها ، چنان نيست كه قرآن كريم رويدادهاى متقدّم و متأخّر را به طور واضح مشخص گردانيده باشد . گزارش داستان حضرت موسى عليه السّلام را بر حسب توالى زمانى ، به همين اندازه بسنده مىكنيم . « 2 »
ج ) مطالعهء كلّى داستان موسى عليه السّلام به اختصار
هامش
( 1 ) طه / 86
( 2 ) رجوع شود به قصص الانبياء ، نوشتهء عبد الوهاب النجّار . وى حوادث و وقايع زندگانى حضرت موسى عليه السّلام را در ميان بنى اسرائيل يك به يك گزارش كرده است ؛ هر چند ، ما در مورد بعضى از مشخّصات يا مختصّاتى كه وى يادآور شده است ، با او هم عقيده نيستيم .