و بر او چيره گردند . همهء مردمان را نيز فراخوان داد تا گرد آيند ، و جز به پيروزى نمىانديشيد . تأكيد جادوگران بر اين كه حتما بر موسى عليه السّلام غلبه خواهند كرد ، و دستمزدها و جايزههايى كه در صورت پيروز شدن بر موسى عليه السّلام از فرعون طلب كرده بودند ، نيز فرعون را دو چندان بر اين امر شائق گردانيده بود .
زمانى كه در روز موعود ، جادوگران با موسى عليه السّلام روياروى شدند ، او را مخيّر گردانيدند كه پيش از آنان جادوى خويش را بيفكند ، يا آن كه جادوگران نخست به جادوهاى خويش بپردازند . حضرت موسى عليه السّلام نوبت اوّل را به آنان داد . جادوگران ريسمانها و چوبدستىهاى خويش را وسط ميدان مسابقه افكندند ، و در نظر مردمان بر اثر جادوى جادوگران ، چنان جلوه كرد ، كه همهء مساحت ميدان پر از مارهايى شده است كه از اين سوى به آن سوى در حركتاند . موسى عليه السّلام در درون خويش ترسى خفيف احساس كرد ؛ زيرا ، فكر نمىكرد كه در اينجا نيز بتواند معجزهء خود را همان گونه كه در حضور فرعون ارائه كرده بود ، ارائه كند .
خداوند سبحان به حضرت موسى عليه السّلام وحى فرستاد كه هيچ نترس . اين تويى كه بر آنان پيروز خواهى شد ، و تنها كافى است كه عصاى خود را بر زمين بيفكنى ، تا تبديل به اژدهايى سهمگين شود ، و همهء اين جادوهاى دستساز جادوگران را يك جا ببلعد ؛ زيرا ، همهء اين ساخته پرداختهها نيرنگ جادوگران است و جادوگر هرگز پيروز و خوش فرجام نخواهد گرديد .
جادوگران ، چون اين عملكرد حضرت موسى عليه السّلام را مشاهده كردند ، حقيقت رسالت حضرت موسى عليه السّلام بر آنان مكشوف گرديد ، و دريافتند كه كار حضرت موسى عليه السّلام از قبيل جادوى جادوگران نيست ؛ بلكه يك معجزهء الهى است . اين بود كه در دم ايمان آوردند و گفتند :
آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى
.
فرعون ، در برابر آن صحنهء حيرتانگيز و در برابر آن جمع كثير مردمان ، خويشتن را در وضعيّت دشوار و رسوايى يافت ، و چارهاى جز اين نيافت كه به اخطار و تهديد و وعيد پناه ببرد و انواع و اقسام شيوههاى قلع و قمع و ارهاب و ارعاب را به كار گيرد . جادوگران را مخاطب قرار داد و گفت : اينك شما ، پيش از آن كه من به شما اجازت دهم ، به او ايمان آورديد . نيك يافتم كه وى بزرگ شما جادوگران است و اوست كه همهء اين جادوها را به شما