تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
به عبارت ديگر ، تكرار داستان موسى عليه السّلام در اين فراز و در اين سوره ، به منظور تأكيد بر دو مطلب صورت پذيرفته است : مطلب اوّل اين كه درخواستهاى كفّار و خواسته‌هاى آنان ، بازتاب صادقانهء حالات روانى آنان نيست ، كه آنان را به شك و ترديد نسبت به رسالت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وادارد ، و آنان را ناگزير گرداند كه به نحوى از صحّت اين رسالت اطمينان حاصل كنند . بنابراين ، عدم پذيرش درخواستهاى آنان از سوى رسول اعظم صلّى اللّه عليه و آله هرگز به خاطر عدم ارتباط آن حضرت با آسمان نبوده ؛ بلكه از آن جهت بوده كه قرآن كريم براى اتمام حجّت بر آنان كفايت مىكرده است . چنان كه آيهء شريفه پس از پايان داستان ، بر اين مطلب دلالت دارد . مطلب دوم آن كه سرانجام اين تكذيب كنندگان نيز همانند سرانجام فرعون ، جز شكست و هلاكت چيزى نخواهد بود و در برابر ، پيروان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز همان سرانجامى را خواهند داشت كه بنى اسرائيل داشتند ، و وارث سرزمين حجاز خواهند گرديد .

موضع نهم

آيات سورهء كهف ، كه با اين آيهء شريفه آغاز مىشود :
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ : لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً . فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً
« 1 » . و با اين آيهء شريفه پايان مىپذيرد :
وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً ؛ فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما ؛ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ ؛ وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ، ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً
« 2 » . اين فراز از داستان موسى عليه السّلام كه در مواضع مختلف قرآن كريم آمده است ، گسسته به نظر مىآيد . زيرا ، سخن از يك جنبهء معيّن از شخصيت اين انسان برگزيده سخن به ميان مىآورد كه با جنبه‌هاى ديگر شخصيّت وى ، كه تفاصيل ديگر داستان تصوير مىكنند ، كاملا متفاوت
هامش
( 1 ) كهف / 60 و 61 ( 2 ) كهف / 82