تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
صبحگاهان ، خالد ، به قصد غارت كردن آن قوم يورش برد و احدى را جز همان مرد نيافت . او را دستگير كرد و اموالش را گرفت . عمّار نزد وى آمد و گفت : اين مرد را راحت بگذار ، كه او مسلمان است ، و من به او امان داده‌ام و او را فرموده‌ام كه بماند و نگريزد . خالد گفت : تو از جانب من ، سر خود ، امان مىدهى در حالى كه امير منم ؟ گفت : آرى ، من از جانب تو ، سر خود ، امان مىدهم در حالى كه امير تويى . اين سخن ميان خالد و عمّار ماند ، تا آن كه به سوى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بازگشتند و خبر آن مرد براى آن حضرت باز گفتند . پيامبر اكرم آن مرد را امان داد ، و امان عمّار را تأييد كرد ، و او را ( ضمنا ) نهى فرمود كه از آن پس ، ديگر از جانب اميرى ، سر خود ، بدون اجازهء او كسى را امان ندهد . راوى گويد : عمّار و خالد در حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يكديگر را به باد دشنام گرفتند . عمّار با خالد درشتى كرد . خالد خشمگين شد و گفت : يا رسول الله ، شما مىگذاريد كه اين بردهء زر خريد مرا دشنام دهد ؟ به خدا سوگند ، اگر شما نبوديد مرا دشنام نمىداد ؛ عمّار مولاى هاشم بن مغيره بود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : اى خالد ، دست از عمّار بدار ، كه هر كه عمّار را دشنام دهد ، خداوند را دشنام داده است ، و هر كه عمّار را دشمن بدارد خداوند را دشمن خواهد داشت . عمّار برخاست كه برود . خالد دنبال او رفت و دامان او را گرفت و از او درخواست كرد كه از او راضى گردد . عمّار نيز رضايت داد . خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 1 » و با اين آيه به اطاعت اولى الامر فرمان داد . « 2 » آثار تلفيق در اين روايت مشهود است ، احكامى كه صادر مىشود و موضعهايى كه گرفته مىشود ، به گونه‌اى است كه با اوضاع و احوال قهرمانان سه گانهء اين نمايشنامه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، عمّار و خالد ، همخوانى ندارد . چرا بايد اين مرد مسلمان را فردى از اعضاى سريّهء اعزامى از سوى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله امان بدهد ، تا در امان باشد ، و مسلمان بودن او براى آن كه در امان باشد كافى نيست ؛ تا جايى كه نزاع ميان عمّار و خالد درگيرد كه چه كسى بايد امان بدهد ؟ ! وانگهى چگونه ممكن است عمّار پس از آن كه به هدف خودش رسيده ، و از
هامش
( 1 ) نساء / 59 ( 2 ) واحدى ، اسباب النزول ، 118