تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
إِبْلِيسَ ، أَبى . . .
« 1 » و آيهء شريفهء ديگر :
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ ، كانَ مِنَ الْجِنِّ . . .
« 2 » به يك نتيجهء مشخص رسيد و آن اين كه ابليس به قبيله‌اى از ملائكه منتسب بود كه « جنّ » ناميده مىشد ! « 3 » 3 . همين تابع قرار دادن نصّ قرآنى در برابر چارچوبهاى فكرى اختصاصى بعضى از صحابه و تابعين ، يكى از مصيبتهاى معرفت تفسيرى در آن دوران بود ، كه نتيجهء ديگرى از همان سادگى و سطحى نگريستن آنان بود . شواهد فراوانى بر اين تأثير پذيرى در كارهاى تفسيرى منسوب به بعضى از صحابه و تابعين موجود است . « 4 » 4 . علاوه بر اينها ، ساده‌نگرى در فهم معانى قرآن ، و سطحىنگرى در مقام دريافت استعارات قرآنى ، با وضوح تمام ، در تفاسير بعضى از صحابه و تابعين مشهود است : عكرمه ، يكى از تابعين ، در معناى اين آيهء شريفه :
لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ
« 5 » نظرش بر اين بود كه در آيه تقديم و تأخير صورت پذيرفته است ، و آيه را چنين مىفهميد كه تركيب اصلى آن « لهم عذاب شديد يوم الحساب بما نسوا » باشد . « 6 » يعنى : آنان را عذابى شديد در روز حساب است به خاطر آن كه به فراموشى دچار شدند ! آشكار است كه عكرمه فكر نمىكند كه فراموش كردن روز حساب مىتواند سبب معقولى براى عذاب شديد باشد . همچنين ، ابن عبّاس در اين آيهء شريفه :
. . . فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً . . .
« 7 » چنين نظر مىدهد كه كلمهء « جهرة » جا داشته است در اين كلام خدا مقدّم داشته شود ؛ امّا عملا مؤخّر گرديده است ، زيرا ، معقول نيست كه « رؤيت » ( ديدن ) با كلمهء « جهرة » ( با صداى بلند ) مقيّد گردد ؛ وقتى ببينند ، ديگر ديده‌اند ؛ و آن سخنى كه گفتند ، و طىّ آن رؤيت خداوند را طلب كردند ،
هامش
( 1 ) بقره / 34 ( 2 ) كهف / 50 ( 3 ) طبرى ، تفسير آيهء 34 سورهء بقره ، دار المعرفة ، بيروت . ( 4 ) ر . ك . الاتقان ، 1 / 144 ، 2 / 141 ؛ ترمذى ، 11 / 246 . ( 5 ) ص / 26 ( 6 ) الاتقان ، 2 / 13 ( 7 ) نساء / 153
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 311 | السيد محمد باقر الحكيم / فشاركى