تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
دهه بر همين منوال به سر بردند ، تا آن كه كورش پارسى از آن اسارت نجاتشان داد ؛ و گويند : تورات موجود فعلى را يهوديان بر پايهء آنچه در اذهان بعضى از اشخاص بر جاى مانده بود ، و از پدرانشان شنيده بودند ، تدوين كردند . مسيحيان نيز به همين ترتيب ؛ مسيح عليه السّلام به مجازات دار محكوم شد و از ميان مردم ناپديد گرديد ، حواريون پراكنده شدند ، انجيل را مدّت مديدى پس از اين حادثه ، بر پايهء آنچه در اذهان اين و آن باقى مانده بود تدوين كردند . اين مسأله و مسايل ديگر موجب آن شد كه يهود و نصارا نتوانند از كتب دينى خويش محافظت به عمل آورند . قرآن كريم ، آنجا كه دربارهء امّتهاى اين پيامبران ، و جوامعى كه اين كتابها در آنها نازل شده ، سخن مىگويد ، به اين حقيقت اشاره دارد . گذشته از اين كه ملاحظهء اختلاف محتواى قرآن كريم با ديگر كتب دينى ، خود به خود ، ما را به راستى و درستى قرآن كريم رهنمون مىگردد . وقتى مىبينيم تورات و انجيل در داستانهاى اين پيامبران مجموعه‌اى از خرافات و موهومات را مىآورند كه قرآن آنها را كنار مىنهد در حالى كه اين كتابها به پيامبران خدا عملكردها و موضعگيريهايى را نسبت مىدهند كه نسبت دادن آنها به پيامبران روا نيست ، و در خور فرستادگان خدا و قائمان بر شريعت و دين او ، نيست ؛ حتّى در شأن مصلحان عادى معمولى ، از ميان عموم بشر نيز نمىباشد ؛ مانند نسبت دادن ميگسارى و زناكارى به لوط عليه السّلام ، و تحت تأثير شهوت و عشق قرار گرفتن داوود عليه السّلام تا جايى كه يكى از فرماندهان بزرگ لشكرش را در جنگ به كشتن دهد ، تا همسر او آزاد گردد تا با آن زن ازدواج كند . و قسمتهاى ديگر از اين قبيل ، كه وجود انحراف در آنها همه جا به روشنى در مقام مقايسهء قرآن و كتب دينى ديگر مشهود مىگردد . در بحث اعجاز قرآن ديديم كه يكى از نكات مهمّ و آشكار اعجاز قرآن ، آوردن داستانهاى انبيا و حوادث زندگى آنان است ، به گونه‌اى كه يقين را در جان بر مىانگيزد كه منابع اين داستانها كتب دينى نيستند . آن گاه مشاهده مىكنيم كه ارائهء قرآنى آن داستانها همخوان و همراه با ديدگاه واقعى و درست نسبت به انبيا و رسل الهى است ، و اين خود دليل بارزى است بر اين كه منبع داستانهاى قرآن وحى الهى است .