گرديد و حكم به تهيهء اسباب و اثاثهء عيش و عشرت رفت . چون ايام گرمى هوا و توقف پادشاه غازى در نياوران شميران بود مقرر شد كه در خارج شهر اين مجلس ساخته و اين عيش و عشرت پرداخته شود . ميرزا نبى خان امير ديوان « 1 » منصب « طوى بيگى » يافت و بهاتفاق ديگر امراء به سرانجام اين خدمت شتافت . در خارج نگارستان از خيمههاى گوناگون شهرى مشتمل بر خيابان و دكاكين و مجالس برپا گرديد و مدتى مديد به عيش و عشرت و چراغان و آتشبازى و ميهمانى اعالى و اواسط و ادانى گذشت . بالاخره در شب ، لمؤلفه :
تهمتن شد بر تهمينه و اسماء بر سعد * روشنك زيست به اسكندر و با جم بلقيس
پس از انجام اين عيش پادشاه ذىجاه به نياوران بازگشت و بعد از مراجعت به شهر مرضى شديد عارض مزاج مبارك پادشاهى گرديد و روزبهروز در تزايد بود چنانكه به اطراف اخبار موحش رفت . اطباى ايرانى و روسى و انگليسى به معالجه مشغول شدند و در علاج حكيم روسى و انگليسى با يكديگر موافق آمدند و الحمد لله و المنة پس از آن نوميدى اميدى حاصل شد و رفع مرض از وجود مبارك گرديد . فتنهجويان گرفتار مكافات شدند و مورد سياست آمدند . ايلخانى نيز مأمور به بروجرد شد .
هم در اين سال جناب حاجى محمد ابراهيم كلباسى به رحمت حق پيوست . « 2 »
سال هزار و دويست و شصت و دويم
در اين سال موكب حضرت خاقان غازى به ييلاقات شميران و دامن البرز جنبش گزين آمد . پس از چندى توقف از شهر استماع مرض و خبر وباى عام رسيد تا به حد شيوع انجاميد و در شميرانات نيز بروز نمود . مردم شهر و روستاق مشوش و پريشان شدند . خاقان غازى نيز به حكم تفرج و طفره با اهل و عيال و حرم و فرزندان و پيوستگان از رود جاجرود گذشته به لواسان تشريففرما شدند ! در آنجا نيز بعد از روزى چند
هامش
( 1 ) - ميرزا نبى خان فرزند عابدين ( زين العابدين ) دلاك علينقى ميرزا ركن الدوله بود كه به كفايت شخصى از رجال عصر قاجارى شد و عنوان امير ديوان يافت . وى پدر ميرزا حسين خان سپهسالار قزوينى است .
( 2 ) - حاجى محمد ابراهيم كلباسى ( كرباسى ) اصلا از خراسان بود ولى متولد اصفهان . از علماء و زهاد معروف و به كثرت احتياط مشهور . از تأليفات اوست : اشارات الاصول ( 2 جلد ) ، شوارع الهداية الى شرح الكفاية .