تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧

سال هزار و دويست و چهل و يكم

در اين سال سكهء صاحبقرانى بر سبا يك زر و سيم زينت افزود « 1 » . و در خلال اين احوال زر و سيم مسكوك از بلوك ورامين رى و حدود سمنان و دامغان از زير خاك برآمد كه سكهء شاپور ذو الاكتاف دانسته شد و بعضى سكهء خلفاى اربعه و بنو اميه و بنى عباس بود و بعضى از ملوك ترك چنگيزى و تيمورى كلا به رسم امانت به مقرب الحضرة حسينعلى خان معير الممالك سپرده گرديد . علماء اسلام از سوء سلوك روسيه و مسلمانان گنجه و قراباغ و تعرض به عرض و ناموس ايشان اطلاع يافتند و به وجوب جهاد ، فتاوى و احكام نگاشتند . مجتهد الزمانى آقا سيد محمد اصفهانى از عتبات عاليات به آستان خاقان صاحبقران روى نهاد و در اين باب اصرار نمود . مك دانلدكينر « 2 » انگليسى ايلچى سركار كنپانى به بوشهر رسيد . قاسم خان كه سرهنگ فوج تبريزى و به‌جهت آوردن ايلچى به ممبئى رفته بود شرح حال معروض داشت . ميرزا ابو القاسم مستوفى اصفهانى به مهماندارى مأمور شد . نواب محمود ميرزا به ايالت لرستان فيلى و همايون ميرزا به ايالت نهاوند سربلند گرديدند . و امين الدوله به مهماندارى آقا سيد محمد « 3 » و ساير فضلاء معين آمد . « 4 » و موكب همايون از طهران به سليمانيه و از سليمانه به سلطانيه حركت فرمود . نواب نايب السلطنة العليه در آنجا به حضور رسيد و كينياز بجشكوف « 4 » ايلچى دولت روسيه
هامش
( 1 ) - منظور اين است كه در اين سال فتحعلى شاه به‌جاى سكهء قبلى كه « كشورستانى » نام داشت سكهء جديدى زد به‌نام « صاحبقرانى » زيرا يك قرن سى ساله بر سلطنتش گذشته بود . سكهء نقره مشهور به ريال را صاحبقرانى خواندند و اشرفى را كشورستانى . دربارهء همين مطلب است كه قائم مقام مىگويد :سكهء صاحبقرانى بر شما سودى نكرد * باز آن بيهوده سلطان ابن سلطان شما( 2 ) -John Macdonald Kinneirاين سفير كه از جانب كمپانى هند شرقى انگليس ( بمبئى ) آمده بود نه از وزارت خارجهء انگلستان ( لندن ) باجناغ سر جان ملكم بود و به‌عبارت ديگر زن ملكم و زن مكدونالد ، خواهر بودند . ( 3 ) - سيد محمد مجاهد موجب جنگ دوم ايران و روس شد و در اين جنگ ايران چنان شكست خورد كه ديگر هرگز نتوانست كمر راست كند و اين امر خاطر انگليسيها را از بابت هند آسوده مىداشت . ( 4 ) - نام اين سفير منشيكوفMenchikovبود .