تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
روانه شد و در محل پل نقره - كه سه فرسخى هرات است - نزول كرد و لشكريان را به غارت و خرابى اطراف مأمور ساخت . حاجى فيروز الدين در خود قدرت مقابله نديد و به شفاعت خوانين خراسان ملتزم ركاب شاهزاده [ شده ] پيشكش و ماليات بداد و ملك حسين ميرزا پسر خود را به گروگان بسپرد . شاهزاده عذر و پيشكش پذيرفته مراجعت نمود . اما عبد الرحمن پاشاى بابان كه به حمايت خاقان صاحبقران در ولايت شهر زور والى گرديد پس از استقلال در قتل سليمان پاشا سعايت كرد و با خاقان كامكار نيز مخالفت نموده پسران و برادر خود را به حفظ اطراف ولايت خود بفرستاد و با امان اللّه خان والى كردستان نيز نرد خلاف باخت . نواب شاهزاده محمد على ميرزا به امر خاقان صاحبقران با جمعى امراء به قلع و قمع او پرداخت ، در غرهء شعبان وارد زهاب و خالد پاشا عم زادهء عبد الرحمن پاشا به اطاعت درآمد و پسر عبد الرحمن را بسته به حضور آورد . نوروز خان قاجار در سردشت بر احمد پاشا برادر عبد الرحمن تاخت و او بگريخت . عبد الرحمن نيز به ولايات كوى و حرير گريخته نواب شاهزاده بعد از تصرف سليمانيه و شهر زور بدان سامان رفت و او را محصور ساخت ، ناچار اطاعت كرده از قلعه به زير آمد و ديگرباره به ايالت ولايت خود رخصت يافته شاهزاده مظفر بازگشت . و ميرزا ابو الحسن خان ايلچى با سر گوراوزلى « 1 » بارونت سفير دولت انگليس وارد دربار شد . ميرزا زكى نورى مستوفى به مهماندارى و محمد على خان قوانلوى كشيكچى باشى و ميرزا محمد على خان كاشى به استقبال مأمور شدند ، و در سراى حاجى محمد حسين خان امين الدوله منزل دادند ، و در عمارت گلستان شرفياب حضور اقدس گرديدند و نامهء پادشاه انگليس را با يك قطعه الماس كه وزن آن را بيست و پنج قيراط بر سنجيده بودند به‌نظر مبارك رسانيدند و مورد التفات شدند ، و يكصد هزار تومان نقد و سى هزار قبضه تفنگ انگليسى و بيست عراده توپ و چهل عرادهء قورخانه كشى و سى نفر معلم مهندس كه به‌همراه داشت تسليم كرد . نواب نايب السلطنه در زمستان اين سال با آن‌كه عليل مزاج بود در نخجوان و ايروان و قراباغ خود را مشغول مىفرمود . ايلات قراباغ را كوچانيده به قراداغ آورد . جعفر قلى خان نبيرهء ابراهيم خليل خان را روسيه اسير و روانهء تفليس مىنمودند ، هنگام عبور از رود ترتر زمام اسب را كه در دست قائد صالدات بود بريده به يال اسب
هامش
( 1 ) .Sir Gore ouseley