سال هزار و دويست و بيست و هفتم
سر گور اوزلى با رونت ايلچى دولت انگليس بهجهت ملاقات حضرت وليعهد به مرافقت ميرزا ابو الحسن خان شيرازى به تبريز رفت .
و در اين سال به حكم حضرت خاقان بىهمال عمارت سليمانيه بهنام سليمان ميرزا در كنار رودخانهء كرج بنياد يافت . و موكب اعلى به چمن سلطانيه توقف گزيد .
مصطفى خان طالش ديگربار توسل به روسيه جست و جمعى به تنبيه او به صوب گيلان مأمور شدند .
نواب نايب السلطنه در جنب لنكران طالش سنگرى متين بساخت و جمعى را در آنجا بگذاشت . صادق خان قاجار و محمد خان ايروانى و جعفر قلى خان لاريجانى به حراست سنگر لنكران مأمور شدند .
پير قلى خان قاجار و عسكر خان افشار و على خان شاطر باشى و ميرزا احمد سرهنگ كاشى برادرزادهء فتحعلى خان ملك الشعراء به محافظت اركوان نامزد شدند .
عبد اللّه پاشا والى بغداد به منازعهء عبد الرحمن پاشا برخاست و در سه منزلى شهر زور بعد از مصاف مقهور و به كرمانشاهان گريخت و والى بغداد ايالت شهر زور را به خالد پاشا داد . ظهير الدوله محمد قاسم خان قوانلوى قاجار « 1 » و فرج اللّه خان افشار و يوسف خان سپهدار بهجهت تنبيه وزير بغداد روانه شدند . در منزل زهاب توقف نمودند و بعد از اتمام حجت دست به قتل و غارت گشودند و ديگرباره به شفاعت شيخ جعفر نجفى ، « 2 » وزير بغداد معفو شد و عبد الرحمن پاشا به ايالت شهر زور رسيد .
و موكب خاقان صاحبقران از سلطانيه به دار الخلافه مراجعت گزيد .
و نواب محمد ولى ميرزا احضار به حضور شد و با ناصر الدين توره و اسحاق خان قرائى تقبيل حضور يافتند .
رديشچوف « 3 » سردار جديد روسيه گاهى سخنى بر وجه مصلحت از مصالحه اظهار
هامش
( 1 ) - پسر سليمان خان نظام پدر مهد عليا مادر ناصر الدين شاه . وى شعر هم مىگفته و « شوكت » تخلص مىكرده ( حديقة الشعراء ، شوكت قاجار ) ،
( 2 ) - ظاهرا منظور از شيخ جعفر نجفى همان شيخ جعفر بن شيخ خضر نجفى معروف به شيخ اكبر و شيخ نجفى است . از شاگردان آقا محمد باقر بهبهانى و سيد مهدى بحر العلوم و استاد شيخ محمد حسن اصفهانى صاحب جواهر بود . شيخ جعفر به مناسبت اهم كتبش « كشف الغطاء عن مبهمات شريعة الغراء » به كاشف الغطاء شهرت دارد .
( 3 ) -Nicolas Rtichtchofنام او را بهصورتهاى مختلف راتشچيقوف ، رديشجوف ، درتيشف ، رويشخوف نوشتهاند .