صبحگاه كه آواى كوس شنيد و آثار توقف حضرت ظل اللهى ديد پشت دست تأسف به دندان خائيده روى از معركه برتافت و دويست تن از همراهان او اسير و موكب اعلى عزيمت شيراز فرمود . حاجى ابراهيم خان شيرازى و سرداران و اعيان فارس همگى به استقبال آمدند و خاقان كشور ستان در عمارات بديعهء وكيل نزول اجلال فرموده و اميرزاده حسينقلى خان را از اصفهان به فارس خواند و نيابت فارس را به حاجى ابراهيم خان محول فرمود . و زن و فرزند لطفعلى خان را با دوازده هزار خانوار از كلهر و ما فى و خواجهوند و عبد الملكى كوچانيده به استراباد فرستاد . و در محرم الحرام به طهران مراجعت فرموده ميرزا فتح اللّه بهدست افتاده مكفوف البصر گشت « 1 » .
در اين سال دخترى از دودهء حسين خان دولوى قاجار به مناكحت اميرزاده حسينقلى خان درآمد . و مهترين دخت نواب جهانبانى به ابراهيم خان بن مهديقلى خان مرحمت شد كه والدهء ابراهيم خان را سابقا به نواب جهانبانى عقد نموده بودند و در شب پنجشنبه شهر ربيع الاول اين زفاف به انجام رسيد .
و لطفعلى خان زند بعد از فرار ، رضا قلى خان را مرخص و راه كرمان برگرفت .
ميرزا ابو الحسن خان حاكم كرمان از دخول به شهرش مانع آمد . لطفعلى خان به لاور رفت .
از آنجا نيز عبور و از راه چهل پايهء لوط به طبس رفت ، به اعانت مير حسن خان طبسى با سيصد سوار بر سر يزد آمد ، با [ على ] نقى خان يزدى رزمى كرده از آنجا به ابرقوه رسيد .
حاجى ابراهيم خان كيفيت را معروض داشت . خاقان گيتى ستان قاجار ، محمد حسين خان قوانلوى كشيكچى باشى را به دفع او مأمور و محمد آقاى قاجار را با سه هزار كس از دنبال او روانه فرمود . لطفعلى خان پس از اطلاع به ساحات بوانات راند . محمد حسين خان به شيراز رسيد . لطفعلى خان قصد دارابجرد كرد و بگرفت . محمد حسين خان قاجار به جانب او روانه شد و او به نىريز رفت . محمد حسين خان به نىريز آمد . لطفعلى خان به رهنيز گريخت . سنگرى بسته صف ستيز برآراست و يازده روز منازعت بود . لطفعلى خان جنگى دلاورانه كرد و كارى از پيش نرفت . ناچار به طبس رفت . محمد حسين خان كامروا به شيراز بازگشت .
و در اين سال نواب محمد تقى ميرزا « 2 » از بطن مستورهء بختياريه متولد و نواب مستطاب
هامش
( 1 ) - ايضا : « مقطوع اللسان و مقلوع العيون شد » يعنى زبانش را بريدند و چشمانش را درآوردند .
( 2 ) - محمد تقى ميرزا حسام السلطنهء اول و متولد اصفهان .