تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
پازوكى را در طهران گذاشته لواى عزيمت به جانب زرند ساوه برافراشت و از آنجا به جانب قم و به سپاه نجف خان رسيده بعد از كروفر ، نجف خان در قلعه محصور شده قلعه مسخر و نجف خان به اصفهان گريخت . و خاقان كامكار عزيمت كاشان فرمود . جعفر خان ، احمد خان پسر آزاد خان افغان و تقى خان زند را با ده هزار سوار روانه نمود . خاقان كامكار ايلغار و آن سپاه را استقبال فرمود و جلو ريز خود را بر قلب آن سپاه سياه‌دل زده جعفر قلى خان و عليقلى خان از ميمنه و ميسره به صف شكافى و دشمن شكنى درآمدند ، و احمد خان شكست خورده فرار كرد ، و تقى خان گرفتار شده به قتل رسيد ، و سپاه شكسته به جعفر خان رسيد . جعفر خان نيز از اصفهان به شيراز گريخته سپاه منصور بسيارى بغارتيدند و تاراج كردند . و موكب فيروزى كوكب وارد اصفهان و علما و سادات و اعاظم استقبال نموده كمر بندگى و طاعت بر ميان استوار نمودند . و اموال جعفر خان به تصرف درآمد و فتح‌نامه‌ها به اطراف رفت و چهل روز توقف دست داد . و خبر رسيد كه ابدال خان و جيب اللّه خان بختيارى و اكابر فراهانى و جرفادقانى با دوازده هزار جزاير تابع زنديه در چمن قهيز به‌جهت ستيز به‌هم پيوسته و مستعد منازعه نشسته‌اند . خاقان كامكار قاجار ، باقر خان خراسكانى را به ايالت اصفهان مفتخر و روانهء مقصد شدند . به منزل آتشگاه رسيده و از آنجا با عسكر منصور به قريهء عسكران وارد و على الصباح صفوف آراسته و افواج پيراسته و محاربه درپيوسته ، بالاخره سپاه مخالف شكسته و به سنگر گريختند . سنگر نيز مسخر شد و ابدال خان گرفتار آمد و به حكم و الا كشته شد و جيب اللّه خان و ديگر سران بختيارى به شفاعت چراغ خان بختيارى پروانهء نجات يافتند و به تقديم خدمات پرداختند . از آنجا به چمن موسوم به سنگباران حركت فرموده خبر فتح طهران به دست مجنون خان پازوكى معروض شد و مهدى خان سواد كوهى و محمود خان حاكم طهران و علينقى خان سواد كوهى گرفتار شدند و به ياسا رسيدند . و حكم همايون خاقان گيتى ستان قاجاريه [ به ] تعمير طهران و بنياد عمارات رفيعه صادر گشت و موكب و الا به قلمرو عليشكر و تسخير لرستان و كردستان جنبش گرفت . اسماعيل خان و خسرو خان به اطاعت درآمدند و مخلع شدند و در بيست و هفتم شوال اين فرخنده سال به مقر سلطنت بازآمدند . مجنون خان مورد التفات شد و مهدى خان سواد كوهى و محمود خان و علينقى سواد كوهى از حليهء بصر عرى و از هواخواهى الواريه و استقلال ، برى شدند .