سال هزار و صد و شصت و ششم
عليمردان خان بختيارى كه سابقا به دستاويز شاه اسماعيل نام مذكور داعيهء سلطنت داشت و با كريم خان زند مصاف چند داده بود و گاهى غالب و گاهى مغلوب مىگرديد بعد از شكست كريم خان ، لشكر و استعدادى جمع آورده رايت استقلال و خودسرى در حدود كرمانشهان برافراشت و مجهول النسبى مجعول الحسب تازه بهدست آورده شاه طهماسب نام كرده بود . ديگرباره به مرافقت مصطفى خان بيگدلى با كريم خان زند مصاف داد و شكست يافت و شاه مجعول ، مقتول شد . و آزاد خان افغان با هشت هزار سوار افغان و افشار از ارومى به معاونت عليمردان خان رسيد و با كريم خان مقاتله و محاربه درپيوست . كريم خان به هزيمت شد و آزاد خان افغان به ملاير كه موطن زنديه بود رفته عيال كريم خان را بعد از محاصرهء پرى گرفتار ساخته روانهء ارومى كرد . و كريم خان به جانب اصفهان رفت و از اصفهان به فارس شد . آزاد خان اصفهان بگرفت و آغاز سلطنت نمود و كريم خان به قمشه آمده با آزاد خان مصاف داد . آزاد خان به هزيمت شد و رستم خان برادرزادهء كريم خان كشته شد ، و كريم خان به طرف كوهگيلويه رفت ، و آزاد خان برادرزادهء خود را به مصاف كريم خان فرستاده كريم خان مظفر شد .
و در اين سال داعى تفرشى « 1 » و راهب اصفهانى « 2 » بمردند .
سال هزار و صد و شصت و هفتم
محمد حسن خان قاجار بعد از شكست كريم خان ، شاه اسماعيل نام مذكور را در پناه حمايت خود جا داده روانهء اشرف شدند و محمد ولى خان قاجار دولو را به استمالت اهالى لاريجان و مازندران كه با كريم خان زند موافقت كرده بودند مأمور فرموده محمد ولى خان مقهور و محبوس آمد و مقيم خان ساروى را به حكومت برداشتند . محمد حسن خان از اشرف به بارفروش رفته جنگ درپيوست . مقيم خان مقتول و كدخدايان مازندران گريخته بالاخره از در ندامت و اطاعت درآمدند و قبول ملازمت كردند .
علم خان افغان و جمعى كه به حكم آزاد خان به همراه عيال كريم خان به جانب
هامش
( 1 ) - مولانا محمد مؤمن از سادات تفرش و مصاحب آذر بيگدلى ، در نود سالگى در انزواى خود در تفرش جان به جانآفرين سپرد ( آتشكدهء آذر ، 377 ) .
( 2 ) - ميرزا جعفر طباطبائى از طرف پدر به سيد المعالى محمد رفيع نائينى منتسب بود و از جانب مادر به سلالهء خليفه سلطانى . آذر بيگدلى صحبت او را دريافته است .