سال ششصد و شصت و يكم
اباقا خان بن هلاگو خان بهفرمان پدر از راه دربند به دشت قبچاق رفت و از بركه خان منهزم گشت و بازگشت .
و شيخ القراء قاسم نحوى « 1 » و سلمان « 2 » بن خليل عسقلانى و فضل اللّه تورانپشتى « 3 » [ و عزيز نسفى ] « 4 » درگذشتند .
سال ششصد و شصت و دويم
الغو صاحب الوس جغتاى بمرد و ديگربار مبارك شاه سلطنت يافت .
سال ششصد و شصت و سيم
هلاگو خان درگذشت و پسرش اباقا خان پادشاه شد .
و براق خان به حكم قوبيلاقاآن در الوس جغتاى سلطنت يافت و مبارك شاه ملازم او گشت .
هامش
- جمله « مسائل الطريقه فى علم الحقيقه » و « حل الرموز و مفاتيح الكنوز » در تصوف ( ريحانة الادب ، ذيل سلطان العلماء ) .
( 1 ) - يادگار : شيخ القراء . اگر اين صورت درست باشد غرض از شيخ القراء ، همان سخاوى است كه ذكرش گذشت . اما اگر شيخ القراء قاسم نحوى درست باشد ظاهرا منظور قاسم بن محمد ديمرثى اصفهانى است از علماى نحو و لغت كه چهل سال منصب قرائت ( اقراء ) داشت ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل قاسم بن محمد ) .
( 2 ) - يادگار : سليمان بن خليل .
( 3 ) - شهاب الدين فضل اللّه توران پشتى شارح كتاب المصابيح و مؤلف « المعتمد فى المعتقد » ( مجمل فصيحى خوافى در حوادث سال 661 كه مطالب دقيقى دارد ) .
( 4 ) - در يادگار نيست . عزيز الدين نسفى معروف به شيخ عزيز نسفى از اكابر عرفا و از شاگردان شيخ سعد الدين حموى . نوشتهاند كه وى چند كتاب دارد من جمله « كشف الحقايق » و « مقصد اقصى » و « منازل السايرين » و شعر هم از او روايت شده . مؤلف ريحانة الادب كه تاريخ فوت او را به نقل از كشف الظنون 533 نوشته دربارهء بعضى از نكات حيات وى ترديداتى كرده ولى اگر سال 661 تاريخ وفات عزيز نسفى باشد اغلب آن ترديدات منتفى است ( رياض العارفين ، ص 108 ، كشف الظنون ، مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ص 869 كه تولد او را در 616 در ابرقوه در حين فرار پدرش از دست مغول نوشته ، ريحانة الادب ، ذيل نسفى ) .