واگذار مىشد ، تأمين مىگشت . اما جاگير مانند اقطاع كه در ممالك غربى اسلامى معمول بود ، موروثى نبود . با آنكه شخص پادشاه داراى اقتدار بىحدوحصر در امور مملكت بود ، ولى شاهان نخستين مردان نيكوكارى بودند و زياد به استبداد نمىكوشيدند . گذشته از اين ، وسعت بيش از اندازهء امپراتورى اجازهء تمركز بيشتر قدرت و سلطنت مطلقه را نمىداد .
جانشينان اكبر ، جهانگير و شاه جهان ، سياست وى را در مطيع ساختن سرزمينهاى پيرامون خود دنبال كردند و حكمرانان راجپوت موار ، سلاطين شيعى دكن و پرتغاليان ساحل بنگاله را فرمانبردار خويش ساختند . اما آرزوهاى شاه جهان براى متحد ساختن آسياى مركزى و هند به صورت يك امپراتورى وسيع سنىمذهب به شكست و فضيحت انجاميد ( 1057 / 1647 ) . هنگامى كه وى در 1068 / 1657 از سلطنت كنارهگيرى كرد ، جنگ وحشيانهاى ميان چهار پسر او بر سر جانشينى درگرفت . در طى اين جنگ اورنگزيب دو بار برادرش داراشكوه را شكست داد و عاقبت او را كشت و سلطنت را از آن خود كرد ، و پنجاه سال به پادشاهى پرداخت . در آن اوان ، مدتها بود كه نسبت به عقايد و افكار آزادمنشانه و التقاطى اكبر و پسرانش ؛ واكنشى تعصبآلود تحت تأثير تعاليم صوفيانه نقشبنديه پديد آمده بود . اين واكنش كه در طى دهههاى پيش قوت و تحرك يافته بود ، مورد حمايت اورنگزيب قرار گرفت . وى سستى و رخوتى را كه در نتيجهء نفوذ جوامع هندوى پيرامون در اعمال دينى و اجتماعى مسلمانان هند پديد آمده بود ، به باد ملامت گرفت و اقداماتى در راستاى عقايد و آرايى كه شاه ولى اللّه دهلوى و سيد احمد بريولى و مجاهدان او در قرن دوازدهم اظهار كرده بودند ، به عمل آورد .
سياست اورنگ زيب تا حدى عكسالعملى بود در برابر قوت يافتن مجدد هندوئيسم ، چه در زمينههاى مادى و چه در زمينههاى فكرى . باوجوداين ، هندوان همچنان جزيى سازگار با تشكيلات نظامى و ادارى مغولان بودند . اقدامات نظامى اورنگ زيب نخست صرف استوار ساختن مرزهاى شمالغربى شد . در آنجا پس از جنگى شديد ، استيلاى حكومت مركزى بريتانيا ( يا پتهانها ) مسلم گرديد . بعد از آن ، اورنگ زيب توجه روز افزون خود را به دكن معطوف داشت . وى سلسلههاى شيعى بازمانده در دكن را به كلى از ميان برداشت و جلو هجوم مراتهاها را گرفت . اما اين پيروزى آخرين ناپايدار بود و بعد از آن ديگر مسلمانان هرگز به اوج قدرت و نفوذى كه در زمان اورنگ زيب در دكن يافتند ، نرسيدند .
با مرگ اورنگ زيب در 1118 / 1707 ، زوال دردناك امپراتورى گوركانيان آغاز شد .
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 626
مساهمون: كليفورد ادموند باسورث
ص٦٢٦