تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
( * * ) 1135 / 1722 طهماسب دوم ابن حسين اول ، مقتول در 1153 / 1740 ( * * ) 1145 / 1732 عباس سوم ابن طهماسب دوم ، مقتول در 1153 / 1740 1148 / 1736 نادر شاه افشار 1161 / 1748 شاهرخ افشار ، دور اول حكمرانى ( * * ) 1163 / 1750 سليمان دوم ، سيد محمد ، نوهء سليمان اول ، در مشهد 1163 / 1750 شاهرخ ، دور دوم حكمرانى ، در خراسان ( * * ) 1163 - 1179 / 1750 - 1765 اسماعيل سوم ابن سيد مرتضى ، ابو تراب ، در اصفهان به عنوان شاه بىاختيار دست‌نشاندهء زنديان ، فت 1187 / 1773 اصل و نسب صفويان نامعلوم است و كوشش آنها براى روشن ساختن اين مطلب از راه فراهم آوردن روايتى رسمى از سلسله نسب و تاريخ خود ، دست‌كم در نيمهء اول قرن دهم / شانزدهم ، كمك چندانى نكرده است . به‌هرحال ، محتمل به نظر مىرسد كه اصلا از كردستان بوده باشند و چون به زبان تركى سخن مىگفتند ، بعيد نيست كه بخشى از موج خيزنده تركمانان در دورهء بعد از مغول بوده‌اند . اين خاندان ، پيشوايان يك طريقت صوفيانه ، يعنى صفويه بودند كه پايگاه آن در اردبيل آذربائيجان بود . آنان اصلا بر سيرهء اهل سنت بودند ، اما در نيمهء قرن نهم / پانزدهم پيشواى طريقهء آنها ، شيخ جنيد براى كسب قدرت مادى علاوه بر قدرت معنوى و روحانى اقدام به تبليغات وسيعى كرد . در فضاى بدعت‌آميز و سرشار از تمايلات شيعى موجود در ميان تركمانان آناطوليا و آذربائيجان ، صفويان نيز به تدريج گرايشهاى شيعى پيدا كردند و بر آن انگشت تأكيد نهادند . جاه‌طلبىهاى سياسى شاهان نخستين صفوى آنها را با قدرتهاى تركمان ديگر در آناطولياى شرقى ، عراق و ايران در مقابل هم قرار داد . اما شاه اسماعيل اول صفوى در 905 / 1501 تركمانان آق‌قوينلو را شكست داد ( بنگريد به شمارهء 146 ) ، آذربائيجان را گرفت و طى ده سال تمام ، ايران را به زير سلطه خود درآورد . به اين ترتيب ، حكومت خداسالارانهء صفوى را تشكيل داد ، زيرا نه تنها شاه اسماعيل و جانشينانش مدعى بودند كه از طريق امام موسى كاظم نسبشان به على بن ابيطالب مىرسد ، بلكه دست‌كم خود شاه اسماعيل ، براساس شواهد موجود در اشعارش ، به شيوهء غلات شيعه براى خويشتن مرتبهء الوهى قائل بود و اتباع و پيروان تركمان آنها ، يعنى قزلباشان ( سرخ‌سران
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 531 | كليفورد ادموند باسورث / فريدون بدره اى