مملوكان گرفت . پس از پيروزى موهاج ( در مجارستان ) در 932 / 1526 سليمان قانونى يا سليمان كبير براى بيش از يك قرن و نيم مجارستان را به زير سلطهء حكومت عثمانى در آورد . وى همچنين نقاطى را در جنوب ايتاليا گرفت و اميرنشينهاى دريازن تونس و الجزيره را مطيع ساخت . در مرزهاى شرقى سلاطين صفوى كه مذهب شيعى داشتند و سرسختترين دشمن عثمانىها بودند در جنگ چالدران در شمالغربى آذربائيجان در 920 / 1514 از قواى عثمانى شكست خوردند و خود آذربائيجان مورد تاختوتاز تركان قرار گرفت . در همان حال ، در درياى هند ، قواى دريايى عثمانى از پايگاههايى واقع در عربستان جنوبى عليه پرتغاليان وارد نبرد شدند .
عثمانىها بر امپراتورىاى كه از اقوام و نژادهاى مختلف تشكيل شده بود فرمان مىراندند . آنان در قدرت خود نسبت به اقليتهاى دينى و قومى درون سرزمين خود سياست اغماض و تساهل در پيش گرفتند . ازاينرو ، يهوديان براى فرار از تعقيب و آزار در اروپاى مركزى مسيحى شبهجزيره ايبريا بدانجا گريختند . اين تنها در اواخر قرن يازدهم / هفدهم بود كه ورق عليه تركان عثمانى در اروپاى شرقى برگشت . آنان از مشغوليت قدرتهاى اروپايى در جنگهاى سى ساله نتوانستند چنانكه مىبايست بهره برگيرند و موفقيت عمدهء آنان در آن ايام گرفتن كرت از ونيز بود . با اينكه عثمانىها درست در همان اوان از وين در 1094 / 1683 دفع شده بودند و مجارستان و ترانسيلوانيا را نيز از دست داده بودند ، اما هنوز بر قسمتهاى اسلاو ، يونانى و رومانيايى بالكان تسلط داشتند . اختلافات سياسى و ديپلماسى اروپا و حسادتهاى ميان دول اروپايى بر زوال امپراتورى پرده كشيد و دو قرن ديگر امپراتورى عثمانى را سر پا نگه داشت ، يعنى تا زمانى كه مهارت فنى اروپاييان به آنها آشكارا تفوق نظامى و دريايى داد . سلاطين عثمانى كوشيدند تا قواى خود را مدرنيزه كنند ، اما تا سال 1241 / 1826 كه محمود دوم توانست قدرت ينىچريها را كه اينك به صورت يك نيروى بىانضباط مخالف با هرنوع نوسازى ارتش درآمده بود ، در هم بشكند ، در اين راه توفيقى نيافتند . از نظر اقتصادى نيز سرزمينهاى عثمانى و عرب در رقابت با كالاهاى ساخت اروپا و فنون برتر بازرگانى آنها خسران بسيار متحمل شدند ؛ چه ، توليدات داخلى رو به كاهش نهاده و منابع داخلى در آمدها نيز نقصان يافته بود . در قرن سيزدهم / نوزدهم ، بر اثر تقليد پرهزينهء سلاطين عثمانى از ذوق و سليقهء اروپايى ، امپراتورى بارها تا لبهء پرتگاه ورشكستگى رفت .
در آن اوان ، توسعهطلبى روسيه خطر ويژهاى بود كه دولت عثمانى را تهديد مىكرد .
زيرا روسها متحدان عثمانى ، يعنى تاتارهاى كريمه را ( بنگريد به شماره 135 ، 1 ) منقاد ساخته
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: كليفورد ادموند باسورث
ص٤٦٣