بو سعيدىها باقى مانده بود . اما سعيد بن سلطان در دورهء سلطنت طولانى خود استيلايش را بر تمام كوچنشينهاى عرب و سواحلى از مگاديشو در شمال تا دماغهء دلگاتو در جنوب گسترد و به خوبى از 1242 / 1827 به بعد در زنگبار حكومت كرد . پس از مرگ او در 1273 / 1856 قلمرو بو سعيديان ميان دو سلطنت جداگانه تقسيم شد :
ثوينى بن سعيد از مسقط بر عمان فرمان مىراند و برادرش ماجد بر زنگبار و ساحل افريقاى شرقى حكومت مىكرد . ( براى اين شاخه از سلسله بوسعيدى بنگريد به شمارهء 65 در صفحات آيندهء اين كتاب ) .
در اول قرن چهاردهم / قرن بيستم ، بر اثر نفاق خانوادگى ، شيرازه امارت عمان از هم گسيخت و علماى سختگير اباضى در داخلهء عمان خود را از بو سعيديان مناطق ساحلى كه حكومت آنها را فاسد مىدانستند ، كنار كشيدند . آنها در 1331 / 1913 امامت اباضى را از نو احيا كردند و عليه سلطان و آنچه محافظان بريتانيايى او مىدانستند سر به طغيان برداشتند . اما به علت محبوس و محدود بودن در داخلهء عمان و جنبه كاملا پسگرايانهء عقايد آنها كه در تضاد شديد با انطباقپذيرى با شرايط و اوضاع جديدى بود كه سعودىها و پيروان وهابى آنها پيش آورده بودند ، امامت واپسين پايگاه عناصر قبيلهاى بود . قيام مسلحانهء سالهاى 1950 كه در آن عربستان سعودى و مصر از امام غالب بن على حمايت مىكردند ، تا پايان آن دهه بهكلى از بين رفت و خلع سعيد بن تيمور مرتجع و خسيس به وسيلهء پسرش قابوس در 1390 / 1970 سرانجام دروازههاى عمان را به روى دنياى پيرامون آن گشود و در نهايت به آشتى عناصر و گروهها در داخل كشور دامن زد .
كتابشناسى
- زامباور ، 129 و جدول م .
- دائرة المعارف اسلام ، ويرايش دوم ، « بو سعيد » ( اس . اف . بكينگام ) با شجرهنامهاى كه فهرست زامباور را در چند جا تصحيح مىكند ؛ « مسقط » ( جى . سى . ويلكينسن ) .
- جى . سى . ويلكينسن ، سنت امامت در عمان ، با شجرهنامه در صفحه 14 .