954 - 956 / 1547 - 1549 احمد بن محمّد دوّم ، نوبت دوّم حكمرانى
956 - 1549 شريفان سعدى ( شرفاء سعديه )
961 / 1554 على بن محمّد دوّم ، گرفتن موقت فاس ، نوبت دوّم حكمرانى
961 / 1554 شريفان سعدى
زوال مرينيان ، ( بنگريد به شمارهء 16 ) روى كار آمدن وطاسيان را كه شاخهاى جانبى از بربرهاى بنو مرينى بودند و خانوادهء عبد الحق اوّل ، مؤسس دولت مرينى از آنها برخاسته بود ، آسان كرد . بنى وطاس در شمالشرقى مراكش و ريف ، عملا به عنوان حكمرانان خودمختار از جانب خويشاوندان مرينى خود مستقر شدند و پيوسته با حكومت مرينىها در ارتباط نزديك بودند و از سلاطين مرينى مقامات عالى و صلات ديگر دريافت مىداشتند .
هنگامى كه در دهه 1420 ، مراكش بر اثر حملات گسترده به سواحل آن و قتل ابو سعيد عثمان سوّم مرينى دستخوش هرجومرج گشت ، ابو زكريا يحيى حكمران سلا ( ساله ) پسر جوانى از آن سلطان متوفى را به نام عبد الحق حكمران جديد ( چنانكه سير حوادث نشان داد آخرين سلطان سلسلهء مرينى بود ) اعلام كرد و خود را نايب السلطنه او خواند . اين نيابت سلطنت داشتن وطاسيان در واقع تا پس از به سن بلوغ رسيدن سلطان مرينى ادامه يافت و تنها بعد از آن ، عبد الحق توانست خود را از زير يوغ للگى آنها درآورد . اما وطاسيان در 876 / 1472 در فاس به قدرت بازگشتند و اينبار به عنوان حكمرانان مستقل به حكومت پرداختند . در دورهء حكومت آنها شكوه و عظمت شهر تا حدى ادامه يافت و اين در زمانى بود كه لئو افريكانوس ( لئون افريقايى ) از فاس ديدن كرد .
در اين ميان ، فشار از جانب قدرتهاى مسيحى شبه جزيرهء ايبريا شدت مىيافت و سقوط غرناطه در 897 / 1492 موج تازهاى از غيرت و حميت اسلامى در مراكش برانگيخت و سردسته و پيشتاز اين موج تازه شرفاى سعدى از جنوب مراكش بودند ( بنگريد به شمارهء 20 ) كه به سوى شمال حركت كردند . و شهر مراكش را در 929 / 1523 و فاس را در 956 / 1549 گرفتند . وطاسيان حتى بيهوده كوشيدند كه از شارل پنجم و از پرتغالىها كمك بگيرند اما نتوانستند جلو پيشرفت شريفان سعدى را بگيرند . توسل به كمك تركان عثمانى از تلمسان تنها منجر به موفقيتى موقتى شد و با شكست نهايى اين
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: كليفورد ادموند باسورث
ص١١٤