تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
( * * ) 950 / 1543 احمد سوّم ابن حسن ، ابو زيّان يا زيان 977 / 1569 فتح تونس به وسيلهء تركان عثمانى براى دوّم‌ين بار به دست علوج على 981 / 1573 محمّد ششم ابن حسن ، ابو عبد اللّه ( به عنوان دست‌نشانده اسپانيا ) 982 / 1574 غلبهء قطعى عثمانىها براى سوّمين بار بر تونس به دست سنان پاشا و گرفتن آن از دون خوان شاه اتريش حفصيان مهمترين سلسله در تاريخ سده‌هاى ميانهء اخير افريقيه هستند و نامشان را از شيخ ابو حفص عمر هنتاتى ( فت 571 / 1176 ) يكى از شاگردان و مريدان ابن تومرت ، مؤسس جنبش موحدون ( بنگريد به شمارهء 15 ) گرفته‌اند . شيخ ابو حفص از سرداران سپاه عبد المؤمن بود و اعقاب او مقامات مهمى در حكومت موحدون از جمله حكمرانى افريقيه داشتند و يك‌بار سلسلهء جداگانه‌اى تشكيل دادند ؛ حفصيان اوّليه ناچار بودند كه به سنت‌هاى موحدون از بسيارى از جهات ادامه دهند . يكى از اين حكمرانان حفصى ، يعنى ابو زكريا يحيى اوّل ، در 627 / 1229 طوق اطاعت از خليفهء موحدى را به دور افگند و او را متهم ساخت كه سنت‌هاى حقيقى عبد المؤمن را به زير پا نهاده است و خويشتن را اميرى مستقل اعلام كرد . وى قلمرو خود را به سوى مغرب ، به مغرب مركزى بسط داد ، قسطنطنيه ، بجايه و الجزاير گرفت و امراى عبد الوادى تلمسان را خراجگزار خويش كرد ( بنگريد به شمارهء 17 ) و مرينيان مراكش را مجبور ساخت كه وى را به رسميت بشناسند و از او اطاعت كنند و درخواست‌هاى كمك مسلمانان متحارب را در جنوب اسپانيا اجابت كرد . گذشته از اين ، سنت داشتن روابط نزديك بازرگانى در غرب مديترانه را با قدرت‌هايى چون سلسله آنژون صقليه ( سيسيل ) و آراگون آغاز نهاد . قدرت حفصيان در زمان حكومت پسرش ابو عبد اللّه اوّل نيز همچنان در اوج بود . وى حملات لويى نهم ، شاه فرانسه و چارلز شاه آنژو ( جنگ صليبى 668 / 1270 ) را دفع كرد و عنوان خليفه و لقب امير المؤمنين و لقب تفخيمى المستنصر گرفت و اين القاب را از شرفاى مكه دريافت مىداشت و مدعى بود كه وارث خلافت عباسيان بغداد است كه ساقط شده بود ( بنگريد به شمارهء 3 ) . به هرروى ، نزديك به اواخر قرن هفتم / سيزدهم وحدت و يكپارچگى امارت حفصيان سست گرديد ، بويژه با درآمدن بجايه و قسطنطنيه به زير اقتدار حكمرانان جدايى از خاندان بنى حفص و بيرون رفتن جنوب تونس و ناحيهء جريد از حلقهء اطاعت